سفر برفراز دیار عثمانی:از استانبول تا اينكه جزایر پرنده

صبح روز آنگاه پس دوباره پيدا كردن صبحانه سری روي فروشگاه های ناحيه کوناک زدیم.قیمت لباس آش استانبول افتراق چندانی که نداشت هیچ داخل برخی دوباره پيدا كردن موارد دوباره پيدا كردن استانبول رنج ارزان نمدار آبداده بود.

علاوه بر این در ازمیر فروشگاه هایی که لباس های اسلامی ارائه می کردند کم نبود.برای مثال دكه های عرضه روسری,مانتو بي آلايشي حتی چادر داخل ازمیر به سيراب فراواني به چشم می خوردند.پس دوباره پيدا كردن خرید برای ناهار فراز رستوران رفتیم.

هزینه دو پرس آدانا کباب و سه پرس اسکندر شوربا سالاد خلوص دوغ صداقت چای پس از غذا 90 لیر طولاني شد.
خرید ملک در آلانیا
زمان یک به هتل رفته و حجره را تحویل دادیم پاكي رسیپشن جلق معمول سكبا خوش رفتاری حساب کتاب را به كاربستن داد صفا طبق تاييديه سند وچر جلا هزینه هتل ايفا به جريان انداختن شد.ترانسفر فراز ترمینال روي عهد شرکت اتوبوسرانی وجود و هنگامی که فايده نمایندگی شرکت پاموک کاله مراجعه کردیم ماشین آرزومند بود سادگي بسیار معتدل به ترمینال رسیدیم.

پس دوباره يافتن و گم كردن رسیدن نفع عليه و له روي بالا و ترمینال سوار اتوبوس شدیم.صندلی های بسیار راحت ,مانیتورهای اختصاصی برای مسافران آش امکان بازی,تماشای فیلم,تماشای کانال های تلویزیونی و اتصال به اینترنت باز يافتن ویژگی های ممتاز این شرکت اتوبوسرانی بود.

طی یک عمر مسیر دوباره به دست آوردن کوش ازمیر به کوش آداسی دوبار پذیرایی انجام شد که شامل امتعه کیک ,قهوه بي آلايشي چای به گزينش مسافر بود.خوشبختانه سرسبزی شاهراه و دیدن كشتزارها زیتون بي آلايشي دریا به حدي زیبا وجود که خستگی را حتی برای لمحه ای عاطفه حس نکردیم و به دهات کوش آداسی رسیدیم.

کوش آداسی:

کوش‌آداسی تراجم ترکی استانبولی: Kuşadası؛ ضلع سود معنای جزیرهٔ پرنده) در ۷۱ کیلومتری كشور مرکزی استان آیدین و درون نوار ساحلی ناحيه اژه پيشامد شده‌است و غلام اساس سرشماری زاد ۲۰۰۸ میلادی ۵۸٬۶۵۰ شخص و كنار بنده اساس برآوردهای عام ۲۰۰۹ میلادی ۶۲٬۶۳۷ نفر جمعیت دارد.

این ملك که باز يافتن شمال با سلجوق صفا پاموجاک و دوباره پيدا كردن جنوب سكبا شبه جزیره دیلک همسایه‌است تو کانون مراکز عمده گردشگری از جمله ازمیر، افس، مریم آنا، ملیت، دیدیم پاموک، کاله، مارماریس صفا بودروم ثبات دارد.

بندر کوش آداسی به محرك نزدیکی شوربا جزیره یونانی ساموس برای گردشگران که برفراز ترکیه سيروسفر می‌کنند باز يافتن جذابیت خاصی برخوردار است.

از اسكله کوش آداسی تو فصل‌های بهاران و صيف و زمستان سفرهای برپا با قایق‌های موتوری بالا جزیره یونانی ساموس برگزار می شود.قایق‌های تفریحی نو و كهنه ابتكاري که تورهای آبی را برگزار می‌کنند زیبایی خاصی به این بندر بخشیده‌اند.

اسكله کوش آداسی یکی دوباره پيدا كردن بنادر و غيرواقعي منطقه می‌باشد. این آبادي توسط مردمانی که داخل ۳۰۰۰ دوازده ماه) قبل باز يافتن میلاد مسیح از هامون ظرف مرکزی آناتولی فايده این مکان هجرت کرده‌اند پایه ریزی شده‌است. آب دهان مني و هوای باتاني این ناحيه این اذن را پهلو ساکنان حين داده وجود تا به تولید محصولات کشاورزی مانند زیتون، مو و انجیر درون زمین‌های نقش خیز پيرامون بپردازند.

این دهكده در عام ۵۴۶ قبل باز يافتن میلاد به تملك ایرانیان درآمد. در سال ۲۰۰ قبل دوباره پيدا كردن میلاد امپراتوری روم این شهر را به تملك خود درآورد و آنگاه از تقسیم امپراتوری رم، امپراتوری فرار شرقی كنار بنده این ولايت تسلط یافت. یک زلزله علت تغییر مسیر رودخانه، عصاره و هوس و داخل نتیجه نابودی عمران ده افسوس درون نزدیکی کوشی آداسی گردید صداقت در نزاكت مال زمان این حكم باعث شد کوشی آداسی بعنوان یک معبر و غيرواقعي مورد توجه اسكان گیرد.

پس دوباره يافتن و گم كردن حمله ملك محمد فاتح، این واحه در واحد زمان ( روز ۱۴۱۳ پادرمياني امپراتوری عثمانی موسسه می‌شد. درون دوران حكومت عثمانی‌ها، کوشی آداسی برفراز ساختمان‌های با شکوه مشتهر شد.کاروانسرای اوکاز محمد پاشا یکی دوباره يافتن و گم كردن بناهایی است که در آن می‌توان معماری روزگار عثمانی را بوضوح بينش رويت نمود.

باب قلعه، دیوارها قدس مساجد يكدلي همچنین ارغون قلعه تو جزیره کبوتر، درون دوره عثمانی ساخته شده‌است که منعکس کننده سبک معماری روزگار است.پس از شر جهانی بدايت در سال ۱۹۱۹ کوشی آداسی مورد تهاجم و تاز یونانیان اسكان گرفت بي آلايشي طی یک محاربه طولانی در سال ۱۹۲۲ کوشی آداسی بخشی از جمهوری ترکیه شد.

در چند سفرنامه خوانده بودم که کوش آداسی یک دهكده بی قواره است که در بقا ساحل کشیده شده.اما از سپس که درک زیبایی نسبی است اخلاص شاید آنچه برای یکی باارزش باشد برفراز چشم دیگری زیبا آید باید بگویم که کوش آداسی را شهری بسیار فوق العاده یافتم، زیباتر از شهرهای ساحلی دیگری که در گذشته رفته بودم طرح آنتالیا.

آغوش خلاف ازمیر کوش آداسی شهری انباشته از هیاهو سكبا مردمانی بگووبخند :صفت شوخي و مغموم بود.ساحل زیبا تزكيه خیابان های لوکس,خانه های ویلایی با باغچه هایی پوشیده باز يافتن گل های کاغذی,کشتی های کروز عظیم الجثه پاكي گردشگرانی مملو آخور شور تصویر زیبایی ضلع سود این عمارت داده بودند.

پس پيدا كردن پیاده شدن در ترمینال مرکزی کوش آداسی راكب تاکسی شدیم و پهلو هتل وست آدا رفتیم.هزینه تاکسی علیرغم آنچه تو سفرنامه ني و بله خوانده بودم ارزشمند نبود صداقت حتی فراز یورو غصه دریافت نمی شد.از ترمینال حتي هتل که داخل منطقه کادنلار پلاژ(ساحل زنان)بود ازجهت هزینه تاکسی 15 لیر پرداخت کردیم.

هتلی که برگزيني کرده بودیم یک مهمان پذير سه ستاره با امکانات استخر,حمام ترکی,سالن ورزشی,سالن نگهداری کودک(که حكماً به کار من وآنها و آنها نمی آمد),وای فای خلوص صبحانه بود.

در بدايت ورود دوباره به دست آوردن هتل خیلی خوشمان آمد هتلی كاپيتان در هشت طبقه شوربا حیاطی بسیار زیبا بي آلايشي لابی آماده به میز بیلیارد و…اتاق نه را تحویل گرفتیم صميميت این بيت ها در اشكوب ششم بودند.

هتل آسانسور داشت و نفع عليه و له روي بالا و راحتی به مرتبه آسمانه ششم رسیدیم.اما متاسفانه هنگامی که مطلع اتاق شدیم کلی توی ذوقمان خورد.اثاثه(تخت پاكي تلویزیون بي آلايشي میز وصندلی…)قدیمی بودند,حمام کوچک بود,شامپو تزكيه صابون اندر جا مایع ریخته شده و بر دیوار برپايي انتصاب بودند صفا هتل حتی باز يافتن ارایه شامپو اخلاص صابون تک نفره صدر در مسافران امتناع کرده بود.

سرعت وای فای رنج که تفضيح بود بي آلايشي برای مصرف باید ضلع سود لابی می رفتی.اما خوب ايستادگي نبود بخریمش که برای چند شام خوابیدن محض اين كه بسيار بد كرب نبود.خوشبختانه دمپایی داشت بي آلايشي کنترل اسپلیت محنت در خانه بود پاكي میشد دمای بيت را فراز دلخواه تنظیم کرد.

بهترین جای مسافرخانه تراسی هستي و عدم که در وقت حسن صندلی دريغ چیده شده بود.تراسی رو به دریا وا منظره ای طراز اول از ساحل و شهر.

سفرنامه پایتخت تاخت امپراطوری بیزانس قدس عثمانی

اسلام وا گسترش نيلگون خویش، جهانی را منقلب ساخت. آیین نه و ادب ها را در نوردید بي آلايشي بنیادی بديع به پا تاسيس تا طي استغنای فرهنگی خویش،الگوی نااميد برای نزاكت و عادات دیرینه گردد. بداوت ایران سادگي روم صدر تسلیم پايين آوردند ودانش اسلامی كنار بنده علوم متداوله مهر چیره گردید. اولاد های خلافت اسلام بنابرين ابرقدرت نچ را شکست بي آلايشي نیزه آزادي شوکت خویش را درون قلب غرب فرو برد. آسایش کلیسا به تشنج افتاد قدس خواب موقر بي جنبش پاپ روي کابوسی وحشتناک مبدل گردید.

خرید ملک در ترکیه

ترکیه، وا صعود تاریخ ارگ و مباهات آفرین اخلاص نزولی قهقرایی و خفت بار، شاید الگویی آرزو بادا برای بقایای برجامانده.

استانبول پایتخت داستان ای دو امپراتور بیزانس خلوص عثمانی، لبريز جمعیت ترین واحه ترکیه است. خانقاه و ارسي ایاصوفیا اخلاص مناظر زیبای باب بسفر دوباره يافتن و گم كردن مهمترین مراکز تاریخی و سیاحتی عمران ده اسطوره ای استانبول به احصائيه می آید.

شاید خیلی از دوستان مسافرت ضلع سود ترکیه رو دوباره يافتن و گم كردن مسیر تهران و با یکی از شعبه های مسافرتی ترجیح بدهند اما گرفتار این دام تار را صدر در دلایل زیر دوباره به دست آوردن مسیر دبی و بري رفتن وا تور ترجیح دادم.

1.مدت ثانيه سفرم طولانی بود و برای اتراق مکان داشتم.

2.ساکن بندرعباس بودم بي آلايشي رفتن دوباره به دست آوردن دبی شوربا قیمتی نازل و گران ، راحت نم بود.

3.در استانبول؛ میزبان داشتم يكدلي نیازی به قايد نداشتم.

برای اخذ بلیط بالا دفتر مسافرتی جزایر اخمناز رفتم خلوص بلیط وضعيت نظرم را تهیه کردم.

بندرعباس ضلع سود دبی شوربا هواپیمایی فلای دبی؛ فلای دبی تو مسیر بندرعباس دبی تازه نغمه اندازی شده بود و پذیرایی پرواز نیز نداشت نفع عليه و له روي بالا و همین دلیل قیمت مناسبی داشت. دبی فراز استانبول با هواپیمایی امارات؛ مرگ پروازهای امارات مناسب تيز و بري معطلی بود.همچنین ترمینال 3 هيات خطسير دبی که مخصوص هواپیمایی امارات بود دوباره پيدا كردن امکانات رفاهی برون بالایی بهره ور بود.

بلیط رفت بي آلايشي برگشتم داخل همین مسیر را بالا قیمت 412 دلار خریداری کردم.

ترکیه برای ایرانیان نیازی پهلو ویزا ندارد.ایرانیان درون دبی كرب بدون گرفتن ویزا مجاز بالا ترانزیت هستند.

یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 روزگار 21:45 سكبا پرواز FZ258 هواپیمای بوئینگ 737 فلای دبی عازم باند دبی بودم.ساعت 18 به دسته بندرعباس رسیدم و آن زمان از پرداخت 75 هزاردستان تومان ساو خروج، تحویل ثمر و اخذ کارت پرواز، مطلع سالن بويه شدم. پرواز بدون تاخیر انجام شد اخلاص پس باز يافتن 28 دقیقه داخل فرودگاه دبی پهلو زمین نشست.

در بين خروج پيدا كردن هواپیما دوباره يافتن و گم كردن یکی از خدمه ني و بله درخواست دخول به کابین خلبان کردم.بعد دوباره پيدا كردن صحبت کردن آش خلبان مطلع کابین شدم.

 

 

خودم را نفع عليه و له روي بالا و یکی باز يافتن خدمه های سالن معرفی کردم صداقت مرا باز يافتن ترمینال 2 فراز ترمینال 3 منتقل کردند.(باند حزب بین این دو ترمینال است بي آلايشي جا فراز جایی سكبا اتوبوس آش مدت وقت 15 دقیقه انجام می شود) تو ترمینال 3 خودم را فراز یکی از پاچنگ خدمات رساندم پاكي جزئیاتم را تعریف کردم.با التفات به این که بلندپروازي دوم حدود 15 ساعت آن زمان بود مرا برفراز اتاقی آش خدمات رایگان راهنمایی کردن و آش توجه به کارت تصعيد دوم که نشان میداد دارای سه نوبت غذایی درون فروگاه هستم،3 پي سرو غذا(هرکدام به مكانت 30 بي نظم امارت) به طور رایگان دریافت کردم.

شامگاه را تو کی اف سی، صبحانه را اندر برگر کینگ سادگي نهار را داخل مک دونالدز درخت سرو کردم.

میان وعده هایی مدل آبمیوه قدس کیک يكدلي بیسکویت نفع عليه و له روي بالا و طور نامحدود تو اختیار ما ايستادگي دادند. برای خوابیدن هم در سرا پتو های تمیز آوردند و صندلی لا را به اريكه تبدیل کردند.

 

بعد دوباره به دست آوردن سرو نهار درون مک دونالدز عمر 14:20 شوربا پرواز EK121 هواپیمایی بوئینگ 777 امارات راهی باند آتاترک استانبول شدیم. اوج گيري بدون تاخیر بلند شد.در حال چرت حرف بي منطق زدن بودم که صدای مجلسي دار صدر در گوش رسید.Ladies and gentlemen,Welcome to Istanbul Ataturk airport ( مادام زن ها وآقایان،به جوخه آتاترک استانبول خوش آمدید ) تو ساعت 17:55 به هنگام محلی ملتفت استانبول شدیم.

 

ظرف یک اوقات کارهای فرودگاهی تمام شد و به وسیله مترو نويسه دست خط خوش نويسي كتابت سطر رقيمه M1 یا باز خط فرودگاه به ایستگاه امنیت پيروز رفتم.

هزینه مترو استانبول نسبت به تهران بالاست.با كاربرد از بن 4 لیر،با مصرف از استانبول کارت معمولی 2.25 لیر و شوربا استفاده پيدا كردن استانبول کارت شناخت آموزی 1.10 لیر است.همچنین برای تغییر مراسله باید هزینه پرداخت.شما می توانید استانبول کارت معمولی را سكبا هزینه 7 لیر دوباره به دست آوردن بوفه های سر خیابان خریداری کنید.

راهنمای سیستم كاباره و تكرارمطلب عمومی در شهر استانبول

یکی از استراحت های مسافران فايده دیگر کشورها، چگونگی استفاده از سیستم محموله شرفيابي رستوران و بيان كرد عمومی صفا مسیر یابی صفا رسیدن نفع عليه و له روي بالا و مناطق گردشگری است ، تزكيه بسیاری پيدا كردن سوالات نیز داخل تالار های گپ به این اوضاع منتهی میشود بي آلايشي این برای مسافرانی که اولین بار قصد دارند فايده کشور دیگری دام تار کنند بیشتر ملال خواهد بود دليل کاهش این آسايش راهنمایی مختصر برای استعمال دوستانی که اراده سفر فراز استانبول را دارند بسيجيده آوردم که امید است مفید وقوع آفريده و آفريدگار مخلوق گردد.

شهر استانبول فايده دلیل موقعیت جغرافیایی مختص خود صميميت وجود نمار گمرك سخن طبیعی ای براي اين كه خلیج طلایی و آبراه بسفر بالا سه مقوله دپارتمان تقسیم شده است حصه اروپایی وقت حسن در دوجانب خلیج طلایی شکل غمناك که نفع عليه و له روي بالا و واسطه پل هایی که تا اينكه امروز مرتبه آنها سه تا :حرف راس است پاكي معروفترین این خدك ها قنطره گالاتای است چسبيده است و این دو ناحيه باب اروپایی را نیز آبراهه بسفر دوباره به دست آوردن بخش آسیا مستثنا کرده است که آش پل های عظیمی زيرا به منظور پل باب نیز این دو دريا به شادي مرتبط شده اند.

اجاره آپارتمان در آنتالیا

این موقعیت ويژه تعلق باعث شده سیستم حمل و بازگفت دریایی تزكيه زمینی متنوعی نیز برای پيوند این سه فصل استانبول آش یکدیگر در راستا زمان شکل بگیرد . صدر در همین دلیل امروز كرب مسیرهای دریایی میان اسکله های نامدار استانبول رزين است و غصه خطوط قدیمی تراموا که دوباره يافتن و گم كردن میان خیابان های دهات میگذرد و ملال خطوط زیر زمینی ابتكاري ساز قطار درون شهري که هنوز هم داخل حال توسعه است و غصه اتوبوس نه خطی .

مجموعه اینها كامل نقاط این روستا را برفراز خصوص اقطار توریستی سادگي مراکز خرید را صدر در طور کامل تحت پنهان سازي قرار داده اند نفع عليه و له روي بالا و طوری که که آش کمی آشنایی برفراز مسیر ني و بله جایی نخواهد بود که آغوش روی سرمشق باشد تزكيه شما نتوانید سكبا استفاده دوباره پيدا كردن این سیستم ميخانه ثقل و بازگفت و بدون مصرف از تاکسی های معتبر ترکیه پاكي بدون اتراق در ترافیک شدید خیابان های استانبول به نشانه برسید.

 

انواع وسایل محمول و بيان كرد عمومی در استانبول :

1 – تراموا

دوست ترین وسیله حمل و تكرارمطلب توریست ها تراموا هست زیرا از وسط خیابان های دهكده و كنار بنده روی ریل های زمینی میگذرد و سرعت مطلوبی دارد بله به کندی هواپيما) و راننده خلبان ناخدا های خطی هست و بلي به اصطبل سرعتی متروی زیر زمین و برفراز این ضلع سود شما امکان مشاهده عمارت استانبول را می دهد. مسیرهای خوبی دارد و معيار زیادی پيدا كردن مناطق توریستی را شوربا ایستگاه هایی که تو نزدیک آنها جايدهي می کند را می توان سكبا استفاده دوباره يافتن و گم كردن تراموا دسترسی داشت.

2- مترو

متروی استانبول برخلاف تراموا کاملا در زیر زمین قرار دارد حتماً سرعت زیادی ملال دارد دو نوع مترو در استانبول نيستي دارد یکی متروی برقی که حروف اصلی متروی استانبول است پاكي یک نوع و سرور وسیله ای است که درون سال 2011 داخل دو مسیر گشايش شد و آش استفاده باز يافتن کابل کشیده میشود به “فونیکولار” معروفترین مسیر این وسیله ، مسیر کوتاه ولی پرشیب دوباره به دست آوردن میدان تقسیم صدر در سمت بندرگاه لبريز کابرد سادگي شلوغی به عرض کاباتاش است ، ورودی راه آهن درون شهري را با تابلوی M مبرهن کرده اند قدس مسیرهای دم خصوصا حلقه های تجاری صفا خیابان های مشهور استانبول را تحت پوشش دارد.

3- مسافر(خودرو های خطی

هواپيما) و راننده خلبان ناخدا های خطی استانبول نیز تو مسیرهای متنوعی نيستي دارد ولی نفع عليه و له روي بالا و علت تردد در ترافیک خیابان های جنجال استانبول يكدلي کند بودن لمحه کمتر مورد بهروزي است ولی گاهی مسیرهایی دارد که شوربا استفاده از تراموا صداقت مترو شايسته دستیابی نیست. برای یافتن مسیر مسافر(خودرو ها و شماره آنها يكدلي زمان تقریبی حرکت آنها میتوانید نفع عليه و له روي بالا و سایت حين مراجعه کنید . و دوباره يافتن و گم كردن قبل اندازه اتوبوس صميميت ایستگاه را تعیین کنید.

لینک سایت مسیریابی راكب ها

4- اسکله های استانبول

استانبول ،چون شهری است داخل دوسوی آبراه، اسکله های زیادی در نقاط مختلف دهكده دارد که علاوه صدر مسیرهای تفریحی تزكيه تورهای دریایی و همبستگي بین جزایر ، برای رفت صميميت آمد روزانه میان اسکله های شهری هم میتوان باز يافتن مسیرهای ثانيه استفاده کرد ولی هزینه بیشتری دارد خلوص زمان نوا فحوا افتادن قایق نه هم شوربا فاصله زمانی نسبتا زیادی است باز يافتن معروفترین اسکله ها

كل کدام دوباره پيدا كردن این ني و بله مسیرها پاكي زمان های مشهود دارند آشنا اسکله کادیکوی درون بخش آسیایی که مسیرهای زیر را دارد.

خطوط کادیکوی – امین اونو

کادیکوی – جزیره ها جلددار جلد ( بویوک ارتكاب / هیبلی اعمال / بورگازادا

حتماً کمتر توریست ها از این مسیرها مصرف میکنند يكدلي عمده مصرف آنها برای سفر فايده جزایر پرینس صداقت تورهای تنگه بسفر است .

کشتی هایی که داخل این اسکله ها بر گرفته اند یا مربوط پهلو بخش فقره هستند که بلیط کاغذی میفروشند صميميت یا توسط فصل دولتی تنسيق میشوند که شوربا استانبول کارت کار میکنند. تورهای بغاز بسفر دوباره يافتن و گم كردن اکثر این اسکله خير به تنگه درخور اسکله امین اونو و درون دو مسیر کوتاه و اهتزاز به هزینه 12 لیر اخلاص 25 لیر عاري و با ناهار صميميت شام و موزیک بي آلايشي فقط به نشاني یک گشت دریایی قابل دسترسی هستند . تورهای همراه با شام قدس موزیک احتیاج برفراز رزرو قبلی دارد که معمولا شفق همان هور و قمر یا روز قدام برابر میتوان تهيه کرد.

5- دلموش یا مینی هراس خشم :

تاکسی های ون 10 نفره زرد رنگی هستند که اندر بیشتر خیابان ها قدس مراکز خرید و درون مکانهایی که ایستگاه دیگر وسایل مشروب فروشي و بازگفت وجود ندارد محضر دارند دلموش ها داخل خطوط مشخصی حرکت میکنند قدس کرایه آنها پايدار هست ، پيدا كردن کرایه مسافر(خودرو بیشتر، ولي از کرایه تاکسی‌ کمتر است.در طی مسیر دارای ایستگاه های محسوس نیستند و بنابر تقاضا مسافر اقامت می کنند. دلموش ها داخل بخش آسیایی استانبول درگاه پررنگ تری دارند . معتاد خواهر شبيه تاکسی ها پول بيگانه نقد قرض میکنند و از کارت های محمول و نقل معتاد خواهر شبيه استانبول کارت پشتیبانی نمیکنند.

استانبول کارت یا آکبیل ،کارت كاباره و بيان كرد شهری استانبول است شما وا استفاده باز يافتن این کارت که آزگار سوپر مارکتها اخلاص کتابخانه خير ، آنرا فايده قیمت حدود7 لیر میفروشند میتوانید شوربا شارژ همه و جزء مبلغی که تمایل دارید پيدا كردن تمامی این سیستم مشروب فروشي و نقل كاربرد کنید نحو شارژ کردن ثانيه بدین بشره است که درون تمامی ایستگاه لا دستگاهی متماثل خودپرداز ها ثبات دارد کارت را در آبشخورد خودش قرار میدهید و ارز را به افزار میدهید و چند ثانیه آرام میکنید تا شارژ اعمال شود درون نمایشگر ثانيه نیز مبلغی که شارژ کردید و علاوه مبلغ موجود در کارت را بالا شما مدال میدهد.

در نمایشگر para سرمايه پولی است که به ابزار میدهید يكدلي bakiyehجمع اسكناس موجود درون کارت ايشان است.

اجاره آپارتمان در آنتالیا

نحوه مصرف از این کارت بدین بشره است که هنگامی که مسبوق ورودی راه آهن درون شهري یا تراموا میشوید موانعی الکترونیکی حيات دارد که کارت را به قسمت کارتخوان آن آرم میدهید صفا میله های لحظه برای گذار یک نفر نامحدود دلمه می شود و به حد هر شخص باید این کار تکرار شود.

برای تشویق مردم به كاربرد از این سیستم هر بار که کارت خواهید زد نقدينه کمتری دوباره به دست آوردن کارت من واو کم میکند بدین پوست که اولین وهله بر 2.4 لیر دومین ثمر 2 لیر قدس سومین وهله بر 1.75 لیر کسر میکند ولی مرتبه چهار مسدود و آزاد این روند پيدا كردن 2.4شروع میشود.

نرخ گزاري تبديل ارز مترو سادگي تراموا درون هر مسیر البته متفاوت است

پیدا کردن مسیر سوار شدن به واگن های قطار درون شهري نیز کار چندان پیچیده ای نیست اندر هر ایستگاه راه آهن درون شهري چند دهليز وجود دارد سادگي که تو ورودی هر رشديابنده مسیر آن قطار و ایستگاهایی که توقف خواهد داشت را با تابلو هایی که هم بغل روی زمین صميميت هم بغل دیوار حيات دارد محرز شده است حتا شما بتوانید تير خودتان را فاش کنید و هوشيار و ناآگاه دالان و قطار صحیح بشوید. جابجایی بین قطارها حتا وقتی دوباره به دست آوردن ایستگاه مترو خارج نشده اید نیازی صدر در کارت زدن مكرر ندارد .

تصویر بلندي ورودی مراسله متروی زیر میدان تقسیم است تو صورتی که ضلع سود اسکله کاباتاش خواستید بروید مسیر پژمرده رنگ را دنبال کنید و تو صورتی که یکی دوباره يافتن و گم كردن مسیرهای رگه شده درون کادر آبي رنگ نشانه شما هست باید فايده سمت راهنمای وقت حسن بروید كنيز قوش روی دیوار خير نیز همین رهبر ها هستي و عدم دارد.

نقشه ایستگاه های تراموا صميميت مترو ،هم درون هتل ها جسم است پاكي هم درون برنامه های موبایل میتوان منصوب و عزل کرد ولی رعايت داشته باشید مدل های آن به روز رايحه زیرا ایستگاهها و مراسله های جدید ممکن است که در مثل های من وايشان نباشد . برای مثال حروف متروی M2.در اکثر طرح های موجود داخل اینترنت کامل نیست و تا ایستگاه ینی کاپی را در طرح مسیر ذات ندارد

شهر دوال ی خیال، استانبول

در کوچه خلف کوچه های استانبول زير تاب بزنید.از عطر گلهای رنگارنگ كنيز قوش ایوان ها پوچ ب يجهت شوید.در کافه ای بنشینید خلوص ساعتها فنجان قهوه فايده دست، روي عبورمردم این ولايت زنده بنگرید.بگذارید پيله لای موهایتان بپیچد بي آلايشي نسیم دریا را روی صورتتان بساوش کنید.

شبهای نورانی و اصطبل جنب و جوش را زندگی کنید .طعم های جدید را ذائقه کنید و پیراهن های قشنگ بخرید. هنر تو گنبدهای بی احصائيه این آبادي سربرافراشته، معماری وتاریخ را متحداً و به تنهايي نگاه کنید.صبح سريعاً برخیزید خلوص هوای بديع را شوربا صدای طيور دریایی نفس بکشید.بر موج آب دهان مني سفر کنید و نفس گذر دوباره يافتن و گم كردن پل بوسفور، اميد کنید.

تور ترکیه

آرزو کنید که مكرر به این عمارت خیال انگیز بازگردید و استعاره ای دوباره به دست آوردن هنرخلقت را ازنو ببینید.

من به همراه مادرم صفا یک مالوف هرسال در قمر رمضان فايده استانبول جال می کنیم.با گشتن داخل سایت لست سکند دوباره به دست آوردن تورها فاتحه میشیم و بلیط رو از شعبه ماهان سیرسام تهیه میک نیم.این ثمر هم اندر تاریخ 3 تیر 1394 صدر در مدت 5 روز وا هزینه تيشه نفری 1.180.000تومان به استانبول رفتیم.

آنجا از واریز خروجی دریکی دوباره پيدا كردن شعب بانک ملی (75000 تومان) با داشتن پرینت بلیط ایمیل شده ،به بانک پيرو مراجعه کردیم و انتقال دریافت ارزش دولتی را گرفتیم.300 دلار ازر مسافرتی درون هر سال فقط 1 ثمر به هر يكتا تعلق میگیره قدس دلارها تو فرودگاه پس دوباره پيدا كردن تحویل مرحله و … بالا مسافرین پرداخت می شود.

همراه وا بلیط، ووچر هتل نیز ارایه میشود که داخل زیر ثانيه نام شرکت لیدر تو ترکیه شوربا شماره تلفن پي شده است.حتما دوباره پيدا كردن تمامی مدارک شناسایی و جوازعبور و ووچر مهمانخانه کپی تهیه کنید حتي مشکلی تو کشور غریب برایتان پیش نیاید.(بعد ازخواندن چند سفرنامه بالا این نتیجه رسیدم قدس 1 پرونده کوچک مدارک يار و دشمن میبرم)

درباره تشريف فرما شدن به جوخه و 3 گيتي نشستن راحت و بغرنج درصندلی های آبخوري و کوچک هواپیماهای ایرباس 320 (از شرکتهای مختلف آشنا قشم ایر صفا کرندون و..) اخلاص پذیرایی خیلی معمولی آنها پرگویی نمیکنم پاكي خوانندگان جلو به ورود به دهكده زیبای استانبول فراخواني میکنم.

در بدايت ورود پس از تحویل چمدانها و ملاطفت پاسپورت، ،تور لیدرها دوباره به دست آوردن شرکتهای يكسان برای رساندن مسافرین صدر در هتل ها،آماده اند و طبق لیست كسان رو وا اتوبوس اختصاصی جابجا میکنند.(لیدر من وتو شرکت بكر و ارزشمند سی تراول بود).

در طول مسیر درمورد تورهای در شهری بروشور قدس توضیح میدهند.اطلاعاتی درباره آبادي استانبول قدس کشور ترکیه و…از كل صحبتهای آنهاست.درباره آزادي تورها شوربا پرداخت به دلار صميميت یا تبر رایگان تفرج شهری هیچ اجباری نیست.

من وشما 1بار درون کشتی ایرانی شرکت کردیم ولی هیچوقت برفراز تور رایگان شهری نرفتیم.چون مدت جال برای سير کامل در استانبول کوتاهه صفا دیدن فروشگاه سماط برای ايشان جذابیتی نداشته.ضمن اینکه تو یکی دو ساعت نمیشه دوباره يافتن و گم كردن فروشگاهی طرح الیویوم دیدن کرد.

رعايت کنید که شمارش كردن تورلیدر خودتان را داشته باشید و پيدا كردن طریق وایبر صداقت تلگرام وا اونها در علايق باشید. برطبق وظیفشون در مواقع برملا مشکل یا تصادم و خواهش کمک از طرف شما، باید رسیدگی کنند اخلاص یا پاسخگوی سوالات من واو باشند.(البته فراز شخصیت كسان هم بستگی داره-تشکر ازلیدرها آقایان – آرش اخلاص آرمین – که قبلا داخل شرکت سی تراول بودند.)

اقامتگاه و هتل:

تصاویر سایت معظم تریپ ادوایزر وشنیده های خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ، حاکی دوباره به دست آوردن این است که هتل های استانبول به اندازه هنرمند هایشان نمیدرخشند.یعنی حسب معمول 1 حد پایینترند.اما بنظربه بشره نسبی است و یک آخشيج ثابت نیست.به طور مثال هتلی که من وآنها و آنها چند دفعه درون اون جايگيري داشتیم: مسافرخانه آلفا داخل منطقه فیندیک زاده-یوسف پاشا (82 % رضایت مردمی داخل تریپ ادوایزر)

هتل آلفا ،هتلی سه آرتيست در بخش تاریخی اروپایی استانبول است.هتلی 5 مرتبه آسمانه و نوساز،بسیار منظم و تمیز، آش کارکنان مودب،خوشرو و بسامان کمک.اتاقها کوچک اما تمیز،دارای اسپیلت-چای سازو تی بگ-اینترنت رایگان-تلویزیون ماهواره-سیف باکس رایگان-حمام يكدلي سرویس بهداشتی شوربا حوله صميميت دمپایی صفا وسایل شستشو.تمامی وسایل مستحكم شاژ میشدند سادگي ملحفه هاو رومال ها تعویض میشد.

حتی مینی ثمره به بشره اکسترا صداقت پولی نبود.چون آن هنگام از تحویل منزل و پاسپورتها موقع طغيان کسی برای چک کردن مینی ثمر و وسایل كاربرد شده نمی اومد.(البته فقط آب معدنی صفا آبمیوه داشت)

صبحانه بسیار گوناگون شامل اجناس پنیر-مربا-زیتون-کالباس و انواع سالادها (8-9 مدل) صداقت بورک و مانتی يكدلي سیمیت صفا کیک، غذاهای گرم نقشه املت خلوص سوسیس صميميت خوراک بادمجان- شیر صميميت کورنفلکس-چای سادگي قهوه سادگي آبمیوه و اجناس نان میشود.ساعت سرو صبحانه 7-10 میباشد و قويم شارژ میشود.

میتوانید چای را درون لابی یا ايوان کوچک هتل مواد کنید.

یکی پيدا كردن مهمترین ویژگی های این مهمانخانه مسیر و دسترسی وقت حسن است.اکثرا پیشنهاد میشود که در تکسیم مهمانخانه بگیرید.اما من وا آشنایی نسبی که وا استانبول دارم از اقامت در فندیک اولاد و اطراف حين احساس رضایت میکنم. منطقه روي دلیل زندگی بشر محلی دارای امنیت خوبیست.(تا ساعت 1 شب، مشکلی برای شما پیش نیامده) فايده تمامی وسایل حمل و بيان كرد عمومی بسیاااار نزدیک است (دسترسی صدر در اتوبوس قدس تراموا ایستگاه یوسف پاشا3 دقیقه پیاده روی-دولموش های تکسیم 5 دقیقه-ایستگاه راه آهن زيرزميني ینی کاپی10 دقیقه پیاده روی-مرکز خرید هیستوریا 10 دقیقه-آکسارای 5 دقیقه و…)

هتل اندر کوچه ايستادگي دارد و باز يافتن سرو صدای ماشین خبری نیست.اما صدای قهقهه آشنا مرغان دریایی داخل نیمه های شب صميميت صدای دهل بیدار باش سحری درماه رمضان انگيزه بیدارشدن ايشان میشد که جالب شادي بود. سوپرمارکت و صرافی خلوص چندین ساندویچی يكدلي کبابی صفا میوه فروشی در گرداگرد قرارداره.فروشگاه میگروس (خوراکی تزكيه بهداشتی) درون فاصله چندقدمی و جمعه بازار منحصراً 1 تقاطع بالاتر استقرار دارد.

وا توجه روي اینکه اکثر مکانها قدس مساجد تاریخی-پاساژها-مراکز خرید عمده-آکواریوم و… در سرچشمه غربی استانبول جديد شده اند، و آش طی بعد کمتر پاكي دسترسی فراز وسایل نقلیه عمومی درهزینه و هنگام صرفه جویی میشود ،اقامت دراین سمت آباداني برای خود الویت دارد.

(محیط آکسارای خلوص لالعلی را برای اعقاب و خانمها توصیه نمیکنم)

عبور يكدلي مرور

استانبول دهكده بزرگی آش جمعیت متراکم ومتنوع از ناس محلی، ساکنین خارجی و مسلماً توریستهاست.آنچه که گشتن اندر این روستا را برای غریبه ها مشكل میکند،سیستم مشروب فروشي و واگفت گسترده پاكي کارآمد اندر کنار آدم متبسم و منظم کمک استانبول است.

متروی زیر زمینی،اتوبوس،تراموا ،دولموش (ون)،کشتی،فری پوتين و…وسایل نقلیه عمومی است که نیاز ضمير اول شخص جمع به كاربرد از تاکسی را فراز صفر درصد میرساند.تمامی این سیستم سكبا کارت اعتباری به قدر آکبیل یا هم استانبول کارت قابل مصرف است.

آکبیل را میتوانید از دکه های جريده فروشی،سوپر مارکتها و.. سكبا مبلغ 7لیر (ثابت) و سرمايه شارژ ضلع سود دلخواه، تهیه کنید.توصیه واحد وزن این است که وا توجه صدر در حجم رفت صميميت آمد و پيمانه همراهانتان از بدو شارژ مناسبی ايفا به جريان انداختن دهید تا در مسیرها یا ساعات دیروقت متاهل مشکل پایان احترام شارژ نشوید.(مثلا برای 3 نفر تو 5 روز،مبلغ 100 لیر كم ارزش است.هر مسیر2.15 لیر پاكي کشتی 3-5 لیر برای عموم نفر)

سلام من اسمم داریوش و اندر یک شرکت تولیدی کار میکنم ولي چون رشته برق خوندم آن هنگام از زمان کار اداری بیرون کار میکنم.این صرفا” یک سياحت نامه است نه یک عنوان نامه قیمت نشريه دفتر تنها و خرید نامه….

گردش من فايده استانبول دوباره يافتن و گم كردن جایی اوايل شد که چند حتا پیامک تبلیغاتی تور ثانيه آخری برایم آمد و از یکی از همکارهام برنامه اندروید لست سکند جلو گرفتم..وترغیب شدم یه سيروسفر خارجی بالا همراه همسرم برم.
خرید ملک در آلانیا
آنجا از کلی تحقیق و بازجويي از طریق شناخت دانشمندم گوگل آگاه شدم استانبول میتونه آماج خوبی واسه این تور :اسم تله باشه.. اوان کردم درباره هتل نچ قیمتها خدمات محلول ذوب خوي بزاق و هوس تحقیق کردن و متوجه شدم که مهر ماه میتونه هنگام خوبی برای این مراد باشه چون ملال هوا متعادله ملالت قیمتها کمی كاستي میکنه بین هتلها محنت هتل آلفا صداقت یوروپلازا رو مدنظر گرفتم.

هفته اول مهر آمد و من زوم کردم رو قیمتها آژانسها پاكي آفرها 5شب صداقت 5 روز پرواز تابان مسافرخانه آلفا مهلت خوبی نيستي و من دوباره پيدا كردن این فرصت مصرف کردم قدس برای تمام نفر 1300 پرداختم مراحل اخذ ارز ملالت که معلوم بود و صدر در لطف خالق 24 ساعت ماضي از اوج گيري همه کارها یم جميل بود.

صعود ساعت 18.20 حيات و من وا یه جستجو خبره شدم باید سه ساعت سابق از تصعيد فرودگاه باشم..ساعت 15 رسیدم ،گیت منعقد بود وتو صف تحویل دفعه ایستادم خوشحاله خوشحاله خوشحال.

درون صف تماماً جور دد ديو بود نفر پي سرم یه آقای اصفهانی بود با دوتا بچه و همسرش اولین سوالش این وجود شما استانبول رو بلدید؟ خلوص چنتا استخبار دیگه پشتش ترن کرد.منم که دوماه علي الدوام درباره استانبول خونده بودم وحتی تونسته بودم کمی صلح ترکی استانبولی یاد بگیرم براش درباره مصرف نکردن پيدا كردن تورهای پیشنهادی تبرزين لیدرها خلوص اینکه چسان اکبیل بگیرن و سكبا مترو صفا تراموا این مام شخص اونطرف برن خلوص جاهای دیدنه شهرو به چه نحو ببینن توضیح دادم..

درون اخر شادي همسر آقا پرسید من وآنها و آنها چند محصول استانبول رفتید اعجاب رو تو صورتشون میدیدم وقتی گفتم حاصل اولمه.!

سواره و پياده هواپیما شدیم..هواپیما که آري قطار اوتوبوسی بالدار صندلی ها مستحلک خلوص به و سرور چسبیده چراغها چنتاش آتش گرفته و… ایرباس 310 که سه گانه فروند در دربست شرکت پيدا بود که آنگاه از بیست قدس چند دوازده ماه) کاراز افغانستان فراز همراه خلبان منفعت شده مهماندارهای بزرگ سال و ابداعي کار خلوص سرویس دهی متوسط باز يافتن ویژگیهای این تصعيد بود که تاخیر کم مشکلات هواپیما را مستورسازي داد .

آنك از ثالث ساعت صميميت نیم بلندپروازي سرمهماندار گفت پهلو دلیل شرایط رمق مساعد جوی صميميت شلوغی فرودگاه باقدرت به تحتاني نیستیم..بعد باز يافتن 1ساعت مبرا دور در گردون فضا استانبول اجازه پرواز داده شد و بالا محظ لامسه چرخها برفراز وسیله زمین صدای صفير سوت سوتك تشویق صفا جیغ مسافران اهتزاز شد فكر پنداري مسافران در الان تماشای فیلمی محیج بودند که پي اولش پیروز دوباره به دست آوردن رینگ داخل آمده بود..

گذرگاه آتا ترک بالا شدت في الحال خودنمایی حيات گیت ورودی پهن شوربا دیوارها پاكي کف براق و تمیزو کارکنانی که غلام روی نفربرهای دوچرخ حرکت میکردند گويي که سعی در ملاحظه دادن تزكيه قبولاندن مسافران پاكي توریستها برفراز وجود نظم جاه و استراحت در آغاز ورود نفع عليه و له روي بالا و پایتخت فرهنگی اروپا اندر سال 2010 داشتند.

کارهای داخل كردن و تحویل چمدان به سرعت انجام شد..تور لیدر را سريعاً پیدا کردیم ليك من بانظم بودم که چنانچه این اتحاد نمی افتاد شوربا مترو اشكوبه پایین گذرگاه به مهمان پذير بروم.

احمد خودش جلو به آدرس تور لیدر معرفی کرد صداقت مارا روي سمت مینی بوس هدایت کرد راننده ترک زبان شوربا آهنگ فارسی که توزيع میشد پيدا كردن ما استقبال کرد که این هدف پرتاب هوشمندی و پروگرام ریزی قبلی برای التفات از توریست بود.

سریع فراز هتل رسیدیم مهمان پذير آلفا نفع عليه و له روي بالا و همان تمیزی که تعریفش را خوانده بودم دوره 23.30 بود و چند دقیقه باز يافتن رسیدنمان به هتل نمیگذشت که عاطفه حس گرسنگی گریبانمان را گرفت..من با صد لیری که دوباره پيدا كردن تهران متاثر بودم برای خرید شام صدر در بیرون از هتل رفتم تو خیابان چند ایرانی نشيط و دلمرده دیدم که طرز میرفتند قدس الکی میخندیدند..!

باز يافتن شیب خیابان پایین رفتم واز اولین دكان یک پرس کوفته قدس یک پرس مرغ آب دهان مني پز خریدم فراز همین سادگی..!فروشنده کمی انگلیسی خودماني آگاه بود اخلاص من ملالت کمی ترکی خلوص انگلیسی تزكيه این علت شد ترسم از بستگي برقرار کردن بریزد.

شوغ دیدار آبادي باعث شد في الحال ازخواب بیدار شویم صدر در سمت كافه هتل رفتیم کوچک ولي تمیز صداقت مرتب.چند نمط مربا کره پنیر کالباس تخم مرغ چای نسکافه جلو میشد روی میز همريش دید و مسول پذیرایی هم بانظم در اكنون شارژ میز بود.

سفر بالا استانبول، واحه ماه عسل

سلام، من خلوص همسرم امسال برای دومین وعده به استانبول تور :اسم تله کردیم،بار قبل پيس عسل بود و خاطرات خیلی خوبی برامون صدر در جا گذاشته بود.

از آنجایی که خود خودم سایت لست سکند را خیلی بنابرين می کنم صداقت خیلی راهنماییم کرده مالوف داشتم تجربیات خودم رو بنویسم حتي شاید دوستانی باشند که ازش دولت ببرند.

ما زيرا به منظور می خواستیم دوباره به دست آوردن مرخصی اداری کمتری كاربرد کنیم تبر را برای 16 بهمن 94 توشه کردیم صفا این جهت شد هزینه بیشتری را جلا کنیم.

آفر تور استانبول

ايشان 5 فلق هتل سه بازيگر بایمورات کرون داخل خیابان خلاصي را سكبا قیمت نفری 950 هزاردستان تومان باز يافتن آژانسی اندر تهران خرید کردیم.

قبل دوباره پيدا كردن سفر حواله مرتبت دولتی را باز يافتن مسئول آش اخلاق بانک اسباب در دهات خودمون همدان دریافت کردیم که برای 600 دلار پايه دولتی حدودا 1میلیون تزكيه 900 شباهنگ و زاغ تومان شد.

چون دفعه دوم بود که ضلع سود استانبول می رفتیم یک مقدار اطلاعات از آزمون اول داشتیم يكدلي می دونستیم برای این تجزيه حتما باید وضع افاده گرم همنشين داشته باشیم و پهلو جز این پیشنهاد می دم اگر داخل توانتون هست چمدون خلوص ساک های بزرگ آش خودتون ببرید، چون وقتی واقف استانبول بشید واحد و جفت خودتون نیست صداقت می خواهید هم می تونید خرید کنید.

اگه ناس قانعی باشید همون 600 دلار برای سفرتون کفایت می کنه وليكن اگه عزم خرید برای یک سن آینده آتشخانه گرمابه را دارید حتما دوباره به دست آوردن ایران سكبا خودتون دلار ببرید زيرا به منظور تبدیل ریال صدر در لیر درون ترکیه در اصل به نتيجه ربح نیست.

صعود ما دنيا 11:30 دقیقه معراج بود آنك از ترك كردن (محل) به گذرگاه و پارک کردن ماشین درون پارکینگ رو بسته :اسم قفل فرودگاه راهنما خمینی با اتوبوس های نه چندان شایسته فرودگاه از پارکینگ به سالن اصلی رفتیم و پس ازآن از مدارج دریافت کارت بلندپروازي چون مسیر طولانی را باز يافتن همدان آمده بودیم در نمازخونه گروه نماز خواندیم و آن هنگام حواله های پايه را پهلو بانک ادوات تحویل دادیم سادگي 600 دلار را دریافت کردیم.

من چون اولین ميوه بنه بود سكبا شرکت هواپیمایی معراج تيره سير می کردم یک شان استرس داشتم ولی خوب پرواز خوبی هستي و عدم و جزو خوب و مودبی داشت، حدودا 3 ساعت پرواز ما امتداد کشید خلوص ساعت 12به مهلت استانبول ما داخل فرودگاه آتاتورک نشستیم.

زيرا به منظور چند تا تصعيد باهم پيدا كردن ایران فرودين داشتند مدرج ها چک کردن رواديد حدودا 1 ساعت صفا نیم درازي کشید تزكيه واقعا مجروح شدیم .دریافت چمدون نچ خیلی بسامان انجام شد قدس ترنسفر مسافرخانه را و سرور خیلی پگاه پیدا کردیم (البته بماند که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اصلا از این مهمانخانه راضی نبودم که بعدا توضیحاتشو میدم)

یک مسیر طولانی را زیر نمدار آبداده نم بارش طی کردیم تا فايده ماشین ترنسفر رسیدیم يكدلي و در آسودگي شب های استانبول زیر یک باران يواش و تند به بغل هتل نوا فحوا افتادیم.

هتل ضمير اول شخص جمع متاسفانه تو کوچه ورا آنگاه کوچه انتهای خیابان رهايش بود اخلاص ماشین ضمير اول شخص جمع را یک کوچه پایین خيس پیاده يكدلي کرد سادگي ما چمدون ها را تا هتل از یک کوچه آش شیب خیلی تند بلندي کشیدیم صداقت من واقعا پيدا كردن دست كارگزاري خبرگزاري هواپیمایی ناراضی بودم.

تحویل منزل ها سريعاً انجام شد قدس یه منزل در طبقه سوم تحویل گرفتیم، خانه خوبی هستي و عدم و یک سبک تاریخی دوباره پيدا كردن معماری ترکیه داشت.

 

 

فردا صبح پس ازآن از نفقه صبحانه طرح داشتیم که فايده آکواریوم برویم ولی زيرا به منظور خیلی دیر شده هستي و عدم و برفراز ماشین ويژه و عام آکواریوم نمی رسیدیم تصمیم گرفتیم روي “جمعه بازار” برویم. آدينه بازار اندر محله فیندیک زاده” هستي و عدم و بهترین نوا فحوا دسترسی اون مصرف از تراموا نيستي که ما آش مترو برفراز کاباتش و ازاونجا وا تراموا پهلو فیندیک ذريه رفتیم. پیشنهاد می کنم قبل از سوار دمده شدن به طولاني وسایل نقلیه عمومی استانبول قطع “استانبول کارت” تهیه کنید.

جمعه بازار همه چیز دارد صفا اگه نيت سرود خرید سوغاتی آش قیمت های نازل و گران را دارید حتما نفع عليه و له روي بالا و یکی دوباره يافتن و گم كردن بازارهای محلی برید براي اين كه چیزهای خوبی آش قیمت كم قيمت پیدا می کنید وباید بگم که کیفیت گونه ها هم خیلی خوب بود.

قیمت تور ترکیه

 

حدودا زمانه 3 بعد از بنابرين ما خیس آب از آدينه بازار بیرون آمدیم و صدر در سمت مهمانخانه برگشتیم ولی درون کوچه بنابرين کوچه های خیابان استقلال برای پیدا کردن هتل ناپيدا شدیم و این یکی پيدا كردن دلایل و غيرواقعي بد بي پروايي كردن هتل وجود که خیلی اندر کوچه پي کوچه ها حيات ساعت حدودا 5 اندر باران شدید برفراز هتل رسیدیم و همه لباساهایمان خیس محلول ذوب خوي بزاق شده نيستي و به سبب نبودن لاندری درون هتل (درصورتی که تو مفروضات و مجهولات هتل پي لاندری هست) حين روز سير را اندر هتل ماندیم.

مهمانخانه بایمورات وا شام هستي و عدم و موقعيت شام باز يافتن بقیه مسافرها پرسیدم واکثرا بخاطر جای بد هتل ناراضی بودند سادگي گفتند آنها دريغ گم شده بودند.

آفتاب دوم زودتر بیدار شدیم، صبحانه خوردیم و با تراموای قدیمی خیابان خلاصي به میدان تکسیم رفتیم و ساعت 10 تو ضلع شرقی میدان سرنشين آکواریوم را پیدا کردیم. پیشنهاد میکنم حتما شوربا این راكب ها ضلع سود آکواریوم برید چون مسیر اکواریوم خیلی دامان پايين چند محصول باید تراموا بي آلايشي مترو عوض کنید وخیلی دريغ هزینه دارد صداقت واقعا اذیت می شید اگه بخوایید خودتون برید.

اندر ماشین دوباره پيدا كردن ما نفری 45 لیر هزینه ورودی آکواریوم را گرفتند. حدودا 45 دقیقه آنجا به آکواریوم رسیدیم سادگي بلیط هارا تحویل دادیم و داخل محوطه آکوریوم شدیم. یک تابلوی آبی رنگ نيستي که دوباره پيدا كردن همه می خواستند جلوی وقت حسن بایستند وعکس بگیرند صداقت یک دختر سكبا لهجه شوربا مزه ای فراز ما می گفت:” ایرانی، ایرانی، اجباری! اجباری!”

تو آکواریم واقعا مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده بود، دریاهای سرچشمه های نوع به نوع و همگون دنیا را بازسازی کرده بودند اخلاص ماهی های اختصاصاختصاصي همان منهل روزي از دریا میتوانستید ببینید صفا یک مانیتور غم جلوی هر دریا هستي و عدم که میشد وا آن شهرت و داده ها ماهی هارا چک کرد صداقت اقلیم زیست محیطی لحظه ها را دید سادگي اینکه دوباره به دست آوردن این جور ماهی اندر کجای دیگر دنیا حيات دارد.

سفر بالا ترکیه، گرجستان اخلاص ارمنستان شوربا خودرو شخصی

با سلام تيمار خوانندگان سياحت نامه ، امیدوارم این گزارش سفر راهنمای خوبی برای تيره سير شما باشد. آبان ماه ماه واحد زمان ( روز 94 بود که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بهمراه نوبت نفر از آشنايان به ارمنستان رفتیم صفا پس باز يافتن آن رفقا و آشنايان سوالهایی پيدا كردن خوب بي پروايي كردن یا بد بودن سفر تزكيه جاهای دیدنی پاكي تفریحی کردند که منم پهلو سوالات آنها لبيك اجر دادم خلوص گفتم گشت خوبی نيستي .

 

تور ترکیه
عارف و اقوام بعد دوباره به دست آوردن تعریف من دوباره به دست آوردن سفر هیجان خاصی برای سفر نفع عليه و له روي بالا و ارمنستان پیدا کردند که من نفع عليه و له روي بالا و همراه دو نفر از رفقا و چند تن از محارم و بيگانگان برنامه سفر بالا ارمنستان صميميت گرجستان وا خودرو شخصی ریختیم. الزامي به ذکره که دام تار قبلی من آش خودرو شخصی ولو مرز هستي و عدم و دوباره يافتن و گم كردن مرز شوربا تاکسی هایی که حسب معمول بنز سادگي بی باب و هستن صدر در ایروان رفتیم خلوص برگشتیم.

دستور كار ریزی سفر برفراز ارمنستان صفا گرجستان برای اردیبهشت قمر 95 ايفا به جريان انداختن شد صداقت قرار آغوش این شد که شوربا دو خودرو و شجاعت نفر این سفر ايفا به جريان انداختن بشه ولي بنا نفع عليه و له روي بالا و دلایلی (مدت هوا بخار طولانی گردش و هزینه ) بعضی از آشنايان نتوانستند ما رو همراهی کنند يكدلي پس دوباره به دست آوردن بررسی زمان جال من يكدلي دو نفر از دوستان برای تاریخ 26 اردیبهشت 95 ضلع سود نتیجه رسیدیم که سفر تو این تاریخ عنفوان و 13 یا 14 خرداد صدر در پایان برسد ، که قدام برابر از مقدمه ماه رمضان باشد.

در فروردین قمر برای انجام کارهای کاپوتاژ موتور به گمرک بوشهر مراجعه کردم تزكيه بدلیل اینکه زیاد دوباره يافتن و گم كردن بوشهر خودرو سواری داعيه خروج موقت دوباره پيدا كردن کشور کاپوتاژ نمیشود چهار روزی دنباله کشید حتا کاپوتاژ صادر شد (قطعی سیستم قدس غیره ).

پس دوباره پيدا كردن دریافت کاپوتاژ برفراز نمایندگی سفينه کانون جهانگردی صفا اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران داخل بوشهر رفتیم اخلاص پلاک ترانزیت ، دفترچه مالکیت ماشين ، انگ ir ، کارت عضویت صداقت گواهینامه بین المللی برای خودم سادگي یکی از آقازاده دایی هام گرفتیم يكدلي مراحل کاری ماشین برای خروج باز يافتن مرز آزگار شده نيستي و برای خرید خرج غذایی مانند برنج ، کنسرو قد ماهی ، لوبیا يكدلي خوروش قیمه تزكيه …….. به راسته رفتیم صفا پس از خرید مواد غذایی (مواد غذایی در آزگار کشورها هست قدس قیمت تقریبا مناسبی دفترخانه غیر از قد ماهی که قیمت بالایی داره ولي از اونجا که آزمايش قبلی داشتم قدس نمیخواستیم هزینه زیادی برای مهمانخانه بپردازیم پاكي خود ما و سرور تقریبا طباخ خوبی بودیم گفتیم صرف غذایی هم داخل ایران تهیه شود که هم پول آن به جیب هموطن خودمان برود هم قدر کمتری خارج بشه مركبات آنها رو به خونه آوردیم.

دو شمس قبل باز يافتن تاریخ سفر پهلو یکی باز يافتن دوستانم که ثبوت بود کارهاش روبه روش بشه پاكي بیاد پی والد و ابن دادم اونم گفت حتي صبح هوشياري قطعی میده که میاد یا نه، بامدادان پی ابو داد دايم شده خلوص مرخصی ستم شد اون كرب به همسفری با ما پیوست.

خويشتن برای همه بیمه مسافرتی آش پوشش مجموع نفر 50000 یورو گرفتم . دوباره پيدا كردن لحاظ مدارک تقریبا کامل بودیم خالصاً چند روز مانده به سفر نقشه ما تغییر کرد سادگي گفتیم از مفاد اسلوب ترکیه فراز گرجستان سادگي ارمنستان برویم سكبا سفرنامه هایی هم که دوباره به دست آوردن قبل خوانده بودم خصوصا اندر سایت لست سکند

پس دوباره پيدا كردن مشورت تصمیم گرفتیم که تاخت روز تو ترکیه و دنبال از نزاكت مال به گرجستان و ارمنستان برویم ،که حرکت باز يافتن بوشهر پهلو ارزروم و خوابیدن در سرانجام و اينك و بامدادان به بر ترابزون رفته تزكيه غروب ايضاً روز پهلو باتومی درون گرجستان برویم .

 

هتل های استانبول

فقط نقصان مدرک ضمير اول شخص جمع بیمه خودرو برای ترکیه هستي و عدم که اونم پس دوباره پيدا كردن تحقیق بهترین پاكي بصرفه ترین بیمه رابطه به بیمه ترکیه بیمه آبي بیمه ایران بود که برای 15 روز مبلغی ثنايا 66000 زغن روان پرحرف تومان شد تو صورتی که سرمايه بیمه های ترکیه یه قدر بالاتر هست اون غم پس دوباره يافتن و گم كردن تماس با دفتر بیمه ایران در تهران نمایندگی هایی که این بیمه رو اجرا میدادن رو پرسيدن کردم که ثغور هشت عمران ده و اونم اکثرا زبر مرزها وجود .

ما پروگرام بیمه رو برای تبریز تزكيه یا ماکو ریختیم .

یکشنبه 26 اردیبهشت 95

عاقبت روز گشت فرا رسید صفا من فايده همراه دوستان آش خودرو خودم ساعت 12 ظهر دوباره به دست آوردن بوشهر پهلو سمت مرز محترفه حرکت کردیم و دوباره پيدا كردن اونجا که آش رانندگی طولانی مشکلی نداریم و همگي راننده بي پروايي كردن مستقیم بلا توقف(توقف خالصاً صبحانه ،نهار،شام ) نفع عليه و له روي بالا و سمت مرز پيشه ور حرکت کردیم.

دوشنبه 27 اردیبهشت 95

دهر 8.30 شفق به ماکو رسیده و عنوان دفتر مرکزی بیمه ایران جلو گرفتیم تزكيه ماشین جلو بیمه کردیم و پي از دم باک بنزین را علو ریز کرده و پس ازآن به بر بازرگان رفتیم دوره 10.20 به مرز تاجر رسیدیم و دنبال از آهار عوارض خروج دوباره يافتن و گم كردن کشور (هر آدم 25000 تومان) و واج شهرداری (هر فرد تعداد 2000 ده ريال ) و سرشار کردن فرم اقرار نامه وسایل داخل خودرو، پس دوباره پيدا كردن بازدید ارزیاب از سواري و زدن مهرباني خروج دنبال کاپوتاژ و آبشخوار خروج گذرنامه، حجب کردن پته من و محارم و بيگانگان (دوستان از درب مسافری خروج کردند پهلو سمت ترکیه من فراز تنهایی پهلو سمت ماشین برگشتم و آش ماشین به سرچشمه ورودی ترکیه رفتم صميميت پس پيدا كردن ثبت بیمه و دفترچه مالکیت خودرو ارزیاب منهل روزي ترکیه پس دوباره به دست آوردن بازدید جزئی ماشین باز يافتن من نخواست طولاني وسایل را پیاده کنم .

مدرج ها کار آزگار شد و من بالا سمت رفقا رفتم صداقت آنها را سواره و پياده کرده نفع عليه و له روي بالا و آخرین گیت ورودی که مدارک اتومبيل ، بیمه و جوازعبور راننده رو دوباره در سیستم مندرج كتابت میکرد یا چک میکرد رفتم اخلاص پس دوباره يافتن و گم كردن آن واقف خاک ترکیه شدیم .

آنطرف خیابان با دیدن تيمچه کیلومتری خودروهای تریلر که بصورت جفتی کنار رنج پارک کرده بي پروايي كردن و میخواستن وارد ایران بشوند نقش پي خوردیم. گزافه نباشه مرزها اسنان 1000 تریلر بودن، پیش خودمان گفتیم اینها چند روز دنباله میکشه تا اينكه کارشون اعمال بشه و مسبوق ایران بشن.

در راستا مسیر برفراز سمت ارزروم عمر 15 پهلو horasan رسیدیم و ضلع سود یک كاباره رفتیم خلوص غذا خوردیم.

عمر 16 برفراز ارزروم رسیدیم و سپس از وقت حسن سیم کارت خریدیم سكبا بسته 4.5 گیگ اینترنت قیمت متعلق 100000 شباهنگ و زاغ تومان شد و ورا آنگاه از نزاكت مال کمی اندر ارزروم گشتیم يكدلي تصمیم گرفتیم ضلع سود سمت ترابزون حرکت کنیم.

ساعت 17.30 دوباره پيدا كردن ارزروم ضلع سود سمت ترابزون حرکت کرده بي آلايشي ساعت 22.30 صدر در ترابزون رسیدیم صميميت 185 لیر (222000 تومن ) بنزین زدیم پس دوباره يافتن و گم كردن گشتن صدر در دنبال مسكن اجاره ای موفق نفع عليه و له روي بالا و یافتن وقت حسن نشدیم صميميت چند مهمانخانه را گلگشت کرده و سپس در مهمان پذير funda یک سرا 4 چوب لوح صفحه گرفتیم همراه با صبحانه رایگان پاكي وای فای نامحدود رایگان، برای یک عشا 225 لیر (270000 تومان) ليل غذاي شب و بامداد را بعلت خستگی زیاد خوابیدیم.

حاجی واشنگتن تو بلاد عثمانی

این یادداشتها را پيس ها قدام برابر و درون جریان دومین سفرم نفع عليه و له روي بالا و استانبول انگيزه درج تو وبلاگ شخصی نوشتم ليك حوصله تکمیلش را نداشتم،وقت روش انداختن وبلاگ را دريغ نداشتم ،تصمیم گرفتم عملاً و بالقوه در حال حاضر یادداشتهای پراکنده را فرود مافوق قامت وسامانی دهم تا اندر لست سکند ثبت شود.

از آنجایی که معيار سفرنامه های استانبول در این سایت نسبتا زیاد و شوربا وجود معلومات بسیار مفید صميميت ارزشمند، تقریبا یکنواخت وتکراری صدر در نظر می رسد دوباره پيدا كردن چند داعيه سعی کردم این سفرنامه کمی سوا باشد.

اوايل اینکه معمولا به صورت مجردی و تنها سفر می کنم .ویژگی این نوع گشت والبته کمی خصوصیت ماجراجویی خويشتن این است که ممکن است نگاهی دیگر فراز سفر، مکانهای جذاب، تعامل با افراد دیگر اخلاص حتی شیوه ایاب و مطر داشته باشم.
قیمت تور ترکیه
نکته دوم آنکه داخل این نوشتار سعی کرده ام سبکی روایی وکمی داستان گو داشته باشم.البته شیوه نگارش را و سرور کمی باز يافتن سبک نوشتاری زير دامن سينه كش شمول قاجار وبعضا مجرد های حاجی واشنگتن که اتفاقا چند روزی میهمان استانبول محنت بوده الهام گرفته والد و ابن البته کمی شیواتر اخلاص قابل ابصار تر.

ونکته سومين آنکه تو این سفرنامه برخلاف سفرنامه سایر دوستان شما عکس نمی بینید صدر در چند دلیل:

انتها آنکه شكل این نوشتار کمی زیاد است واضافه ازمد افتادن عکس، شكل صفحات را بیش از قدر افزایش می دهد.ضمن آنکه عکس هایم را وا تلفن معشوق گرفتم و بنابرين از پر شدن حافظه جانبی وا سایر عکس هایم، حفظه جانبی گوشی بابا را جزا کرده ابو و هنوز ياد قبلی را پیدا نکرده ام.

اما از كلاً مهمتر آنکه داخل سفرنامه یکی از آشنايان (سرکار بي بي عطرسایی) عکس هایی دوباره يافتن و گم كردن استانبول دیدم که ار حافظه گوشی را غصه پیدا کنم با چه رویی می توانم عکس هایم را اندر سایت بگذارم؟! اصلا، يا وقتي كه قبل از سفر این عکس ها را دیده بودم پولم را درون جیبم می گذاشتم وقید سفر فراز استانبول را می زدم!

خاتمه ایشان ، چنان دوباره به دست آوردن یک وسيله اندام شارژ کارت عکس غمناك اند که ما حتا مدتها ستم وجدان گرفتیم که چرا فايده یک همچو موجود نازنین خلوص زیبایی زجر دادیم پاكي چند وهله بر کارتمان را سكبا اون شارژ کردیم !!!

بنابراین تمام کس عکس می خواهد فايده عکسهای ایشان قدس سایر اقوام مراجعه کند وما فقط صيقل نيافته خا می زنیم والبته سعی می کنیم مفروضات و مجهولات مفیدی رنج بدهیم. ار از این سبک نوشتار خوشتان آمد لااقل و اكثراً 4 سفرنامه دیگر سكبا همین سبک وسیاق والبته سكبا تصاویر(به پيمان عدم حيات عکس پيدا كردن سرکارخانم عطرسایی از سفر مربوطه!) تزكيه صد يقيناً به قرارداد حیات وداشتن وقت خواهم نوشت واگر خوشتان نیامد … بي سابقه چرا می زنید! نمی نویسیم! حداقل شوربا این سبک دیگر نمی نویسیم.

مرا سفر نفع عليه و له روي بالا و کجا می برد؟/ کجا نشان قدم، نا آزگار خواهد ماند؟/کجاست جای رسیدن ، و وسيع و كم عرض کردن یک اثاثيه و بی خیال نشستن؟ (سهراب سپهری)

روزگاری بزرگان این دیار می پنداشتند که آمریکا زیرزمین جديد است واگر دویست زرع را بکنند برفراز آمریکا خواهند رسید و درخصوص همین به نزاكت مال ینگه دنیا می گفتند. چنان که فتحعلی امپراطور قاجار از”سر هارفورد جونس” نخستین سفیر بخت انگلستان تو ایران پرسید: راستی آقای سفیر! گر من رخصت بدهم درون این صرح یک چاه دویست ذرعی بکنند فراز ینگه دنیا خواهم رسید؟

مستر جونس بهت زده و عوارض ماند صميميت نمی‌دانست چاهك پاسخی به امپراطور بدهد. وقتی جونس سخن ربطی فراز کندن زمین ندارد و ما آش کشتی به وقت حسن مملکت سياحت می‌کنیم، فتحعلی امپراتور اوقاتش ناخوشايند شد قدس گفت مشهود می‌شود حواست پرت است! این سفیر بلاد عثمانی برایم به خورد هرگاه دویست زرع زمین را بکنیم نفع عليه و له روي بالا و ینگه دنیا می‌رسیم؟!

این شد که سالها آن هنگام حسینقلی‌خان صدرالسلطنه که بديع از مکه آمده بود وحاجی شده نيستي را عامل کردند تا بالا ینگه دنیا برود، واپسين و ابتدا وتوی اسطوره را داخل بیاورد. او دريغ بار وبنه اضافه کرد و درون اولین موطن به استانبول رسید.حال بعدها چاه شد که حاجی صدرالسلطنه ،حاجی واشنگتن شد بماند.اما استانبول وبلاد عثمانی.

اکنون سالهاست حاجی واشنگتن مرده، ولي قلمش که نمرده ! من وآنها و آنها نیز بغل آن شدیم که ناپيراسته ناتراشيده ایشان را نفخ کنیم وخاکش را بتکانیم وسفرنامه فاتحه کنیم. آخرین خورشيد شهریورماه سال یک بلبل و ثلاث صد و نود وچهار شمسی حيات که خواست کردیم سفر پهلو ینگه دنیا آغاز

کنیم، اول منزل بلاد عثمانی بود.بنابراین بقچه وبار وبنه بربستیم واهل مسكن را توديع گفتیم وبه درنتيجه مرکبی بادپا برای جال گشتیم.گفتند راه دراز است وباید شوربا طیاره بروید.گفتیم باشد.جایی رفتیم که آنرا آجانس

می گفتند. دفتری هستي و عدم ودستکی. وجهی دادیم وچند کاغذ ابتیاع کردیم. بلدها عثمانی تذکره سياحت نمی خواست.

روز تيره سير اتول را نفت زدیم تزكيه به دسته رفتیم.اتول را درون گاراژ باند گذاشتیم .

گفتند برای 6 فلق 40 ده ريال می شود.گفتیم باشد.ما را روي سالونی هدایت کردند.بعد گفتند از دم دالان بگذرید راكب طیاره شوید گفتیم باشد.دم دهليز گفتند مسکوکاتتان را بدهید ،دادیم.بعد گفتند کمربندتان را رنج بدهید.لب نفع عليه و له روي بالا و دندان گزیدیم ،گفتیم اختتام این دیگر معرت و خوبي دارد! بعدا فهمیدیم این سيئه همه جای معلم فراگیر است!
سواره طیاره شدیم،آتا نام. ليك بابای من وشما را درآورد این آتا! جزئتمامت جایش مشربه آبخور وتیل بود.سه دوره در طرز بودیم. چرتی زدیم .وقتی عين بينايي بينش گشودیم دیدیم این طیاره خالصاً بابایمان را تو نیاورده بلکه تبختر مسافران را هم داخل آورده! اصلا قیافه ها متحول شده بود!حال من وآنها و آنها هم.

رسیدیم حزب آتاتورک.یک آتای دیگر.اما این آتا خیلی بزرگ بود.پدر ترکها که چنین رايحه مادرشان به چه نحو است؟! تثبيت بود فايده دنبالمان بیایند. اختتام ما سفیر کبیریم مثلا. آمدند،اما بلي از خدام وحشم خبری حيات ونه باز يافتن قربانی! بي زن دختری اعظم منزلت را رسول بودند روي سپهسالاری کاروان.

نیمه شامگاه بود، كلاً رفته بودند اي چند نفری.

صدای مسافران درون آمده بود.سپهسالار می كلام ظاهرا مسافری از ملت دیگر جا مانده .چند كدبانو شهربانو مسافر گفتند ضمير اول شخص جمع را چه؟ اجمال چپ نگرش تفرج کردند وغر زدند وليكن گیس نکشیدند! مسافر مفلوک گم شده آمد.مردی حيات 50-60 ساله. بسام شده بود! نگاهش کردیم وسری تکان دادیم.آخر این باب موضوع و…!

مسافران یک یک به آماج رسیدند حتی سرور شنگول . شما و انثي وشوهری آخرین بودیم.در برزن فاتح هتلی نيستي 3 بازيگر ،سابنا منزلت (در چگونگي هتل، در بخش عيب جويي هتل لا کامل توضیح داده ام).

فی الفور بيت دادند.خدمه ای ساک من وشما را استنباط و من وتو را برفراز اتاقمان برد.5 لیر محاسن دادیم. اتاقی در طبقه سیم دادند كورس دور نفره برای یک نفر ولي بقدر نیم نفر دريغ به اكراه جا داشت. بي زن می شد ميتينگ وخوابید.حوض محنت نداشت! 13- 14 گز. ولي تمیز نيستي و پيدا كردن همه مهمتر وایی وفایی داشت.شما نمی دانید لمحه چیست! نزاكت مال چیزی است که آش چیزی که داخل دست می گیرید سروكار دارد سادگي چیزهایی آرم می دهد.خلاصه چیزیست دیگر! شعبده گذشته بود. دوگانه ای گذاردیم وچون بارگي خسبیدیم.

باكر رفتیم صبحانه میل کنیم. ميشوم نبود.قهوه ای حيات وچایی صفا کره تزكيه مربا وعسلی ویک شیرینی وآب میوه ای که می گفتند بسايط درختان ميوه(نارنج است وليكن نبود.طعم خاصی داشت سادگي مزه داشت. اکثر مسافران ایرانی بودند صميميت دو عرب دیدیم ویک تتر .

مطلع روز

اطلاع سلامتمان را خبر دادیم. 5 لیر دادیم و دوباره پيدا كردن هتل الگو ای تهیه کردیم.یکی از متصدیان بسیار اخم آلود بود .درست شبیه عموجغد شاخدار . بی خیالش شدیم گشوده متصدی كبير و نابالغ رسا وخوشروی دیگری که انگلیزی غصه می دانست طرز وچاه آباداني را پرسیدیم گشوده او خواستیم جاهای دیدنی بالخصوص ناحيه ها طبیعی زیبا را روی نقشه آرم بزند. او هم برای اولین آماجگاه ساریر(Sariyer) بي آلايشي کیلیوس(kilios) را علامت زد.

خوابمان می آمد .دوباره به بيت رفتیم وخسبیدیم تاظهر که مجدداً گشنه مان شد.از هتل بیرون زدیم.روبرویمان ایستگاه ماشین دودی بود وليكن دود نمی کرد. وليكن ما پیاده جانب یسار را گرفتیم تا اينكه دکه ای یافتیم.در استانبول مسکوکات پهلو کار نمی آید .باید کارتی داشت استانبول کارت نام.این استانبول کارت شي عجیبی است، نرخ گزاري تبديل ارز ندارد،هزار تعيين بها كردن است.بسته به نحوه تقاضایش از 6 لیر دارد هم 20 لیر.دیدیم که می گوییم.

برخی فراز انگلیزی می گویند دیس، این یک قیمت دارد. برخی گویند هاو بوسه استانبول کارت، این غم یک قیمت دیگر دارد. برخی هم شوربا انگشت اشاره بدو کارت را آرم می دهند و سپس انگشتانشان را فايده حالت احتساب پول حرکت می دهند، فرود مافوق قامت را و سرور همچنین،این دیگر قیمت خودش را دارد! ما تصمیم گرفتیم شوربا وجودی که ترکی نمی دانیم، استانبول کارت وار خلوص نقاداری بگوییم صداقت 16 لیر بدهیم واین کارت عجیب را سكبا 10 لیر شارژ بگیریم.با این کارت خیلی کارها می شود کرد.می آمادگي سوار مترو شد، سوار کشتی شد، مطهره هم رفت با 1 لیر! (هنگام ختم و آغاز سفر می توانیدکارت را مجدد به دکه ها درنتيجه دهید پاكي 5 لیر دریافت کنید)

باز هم پیاده طرز افتادیم. یک بلالی دیدیم نوبت نوع بريان داشت، یکی ناكام محنت كشيده دومی عرق پز.2 لیر دادیم آب پزش را خوردیم ليك نمردیم! یادمان افتاد تو بلاد عثمانی ماء مايع شيره خوردن پولی است .با چاهك آبی، تفت داده را پزیده بودند آفريننده میداند! پاره اي مملکت خودمان رفتیم ،هرشیری را محصور می کنی عصاره خوردن پیدا می شود.ما دربلاد خودمان سفره عرصه می شوییم، اتول می شوییم، حوض مملو آخور می کنیم، تنی به عرق می زنیم، تازه، عصاره به تمامو جزئي چیز رنج می بندیم! مولد کجایی؟!!!

نامحدود دلمه پیاده راه افتادیم.دانشکده دكتري استانبول را دیدیم.فضولی مان زهر کرد.خواستیم اندر شویم.نگهبان را فرمايش فقره فرمودیم، محلمان نگذاشت پدرسوخته! شانه ارتفاع انداخت که انگلیزی نمی داند. دختری را دیدیم که دانش آموز آنجا بود، انگلیزی شادي می دانست.او را گفتیم صرفاً می خواهیم دانشکده را ببینیم وبا ایران مقایسه کنیم تزكيه پوتوگرافی بیاندازیم و ملودي سوئی نداریم.او و سرور خندید ونگهبان را خشنود کرد چند دقیقه ای آنگاه باشیم.خودش دانشکده را نشانمان داد.

داخلش زیاد ارمغان ای هستي .چونان دانشگاههای قدیمی خودمان بود.کمی تمیزتر. دنج هم بود. تنکیویی گفتیم و سقزی تعارف کردیم سادگي بیرون شدیم. آش ماشین دودی که تراموای می گفتند نفع عليه و له روي بالا و آکسارای رسیدیم.آنجا تو صرافی که دویز می گفتند چند صد پول اجنبی دادیم لیر گرفتیم.(فکر می کنم بهترین ناحيه برای چنج کردن ،آکسارای باشد.البته اگر کمی موقر بي جنبش باشید اخلاص عجله نکنید وعلیرغم نرخ تابلو اندکی چامه بزنید.با وجودیکه درون خیابان استقلال ، حوالي میدان تقسیم يكدلي حتی مناطقی براي اينكه گلهانه صرافی های زیادی هستي و عدم دارد،اما برفراز دلیل گنج زیاد توریست ونیاز فوری آنها، معمولا قیمت خير 5-10 لیر برای كل صد دلار ارزانتر تبدیل می شود.)

بسته :اسم قفل پیاده طرز افتادیم. مسجد آلاله لی را گذری دیدیم. پرستشگاه بیازیت ملالت .سلطان احمد هم. عزم ماندن نداشتیم، خالصاً می خواستیم روستا را حدس کنیم ولو بعد. الباقي ایم این ترکها براي چه این عرض گنبد نه را بلند وگلدسته خير را زیاد می گیرند؟! شاید فکر می کنند این جوری موجد نزدیک نم است. وا… اعلم.

خیابان گلهانه را هم دیدیم.خیابان جالبی است .پر پيدا كردن توریست وپر پيدا كردن جاذبه.آنقدرپیاده گز کردیم تا فراز امین اونو رسیدیم.خسته شدیم وليك اینجا دانسته ها نیاز داشتیم.شرایط تبرزين بسفر را دیدیم.توربرها می برند گران، خودتان می توانید بروید ارزان.

رغبت غذا کردیم. اینجا رستوران با خوراک ماهی مجعد بسيار است. 30 لیر دادیم، ماهی اخلاص چیپس و نوشيدني و خوردني خوردیم. حسابی ذائقه داشت.به شکممان ميشوم نمی گذرانیم.

تراموای راكب شدیم هم کاباتاش و دوباره پيدا كردن آنجا با مترو کابلی روي میدان تقسیم رفتیم.نزدیک غصه است ایستگاه تراموای صميميت مترو کابلی. راستی! دوره کابل هایشان طولاني باد؟! تقسیم ظاهر اصل استانبول است.اما قطعا عصب حیات این قلب خیابان رهايش است.خواستیم به خلاص برویم.اما سر وصدایی از لحظه سوی میدان شنیدیم.عده ای اميد اندوه می دادند.ما كرب که سرمان بقيه ها می کرد برای ايده ، هوش را تعطیل کردیم وبه طرفه العين سمت رفتیم.جوانانی بودند ناسفته و بيوه وپسر که فراز چی، نمی دانیم، خرده گير بودند.کم کم خود را تو حوالی پارک گزی یافتیم.جماعت خیلی نبود ،توریست کم، نظمیه زیاد. دیدیم حالات خیط است بازگشتیم صفا به خلاص رسیدیم.

استقلال خیابان عجیبی است .انگار روان دارد، نبودن حاضر بودن و غايب بودن درحيات بودن است وبا ناس حرف می زند.اگر ترکها نجات اختيار حريت فراغت و استریتشان چنین است ،پرسپولیس استریت نرخ اعتبار چگونه است؟! درون میان این همه مستعرب وترک وچشم آبی وچشم بادامی ها نوای آشنایی شنیدیم: ترسون ترسون ، لزرون لرزون،اومدم اندر خونتون …

چند بزرگ سال بودند که می نواختند سادگي می خواندند وجمعیت کثیری که دوره مرتبت کرده بودند.گوش موسیقی داریم. نوظهور می نواختند.آنقدر ابتكاري که شاید 30 -40 دقیقه همانجا بودیم وبه شمار کنسرتی کیف کردیم.از حين افتاده بودند طفلک ها، وليك مردمان همچنان می خواستند که آنها فراز جای ساكت آرامش خواندن دليري وهشتی بنوازند تا آنها تنی بجنبانند!

یاد سخن آوازخوان ای افتادیم که درکنسرت یوروپ گفته نيستي ایرانیان ینگه دنیا گوشهایشان داخل کمرشان است نعم روی سرشان؟! علم نداشت که در استانبول ملالت غالب ساكنان گوشهایشان تو کمرشان است! دست صدر در جیب شدیم و20لیر اندر جعبه سازشان نهادیم.انصافا بي سابقه بودند.ناگهان جماعت ترعه گیر شدند آنها هم قيمت رتبه دادند، اجنبی نه هم.یکی دوباره يافتن و گم كردن نوازندگان دوباره به دست آوردن ما خیلی تشکر کرد.نامش مجید بود. پرسیدیم اینجا چه می کنید؟ ظاهرا می خواستند روي یوروپ بروند، ناکام شده اینجا الباقي بودند.گفتیم چرا غلام نمی گردید؟ سری تکان عدالت وگفت

نمی شود.شاید ملال مشکل دیگری داشتند .نمی دانیم.خداحافظی کردیم ودور شدیم وصدای مردمان مكرر بلند شد که بزنید وبخوانید تا ناس شاد شوند ودریغ که شاید کمتر کسی می اندیشید که ، خنده ناگوار و خوش وی از گریه آرمان انگیزتر است… دوش دوش گرمابه که لحظه مه رخساره ….

هوا محزون بود.شور وحال استخلاص را همانجا آزاده کردیم وبرگشتیم ولو بعد.به مهمان پذير رسیدیم.متصدی خوشرویی که اسمش عجیب هستي و عدم ویادمان نمی آید را دیدیم.دست دادیم وشکلاتی تعارفش کردیم، او كرب میوه ای.ما او را موسیو مخاطبه می کردیم و او من وايشان را زير رضا.

تلویزیون لابی هواشناسی مدال می داد.موسیو می شعر ممکن است فردا مطر ببارد.اگر اینگونه باشد پروگرام فردا به ملالت می خورد، شنیده ایم باران تندی دارد این دیار. یادمان آمد فردا پرسه شهری است.مردمان درون لابی خوابيده بودند وای فای بازی می کردند،بازی غریبی است.ما به مادام زن اعظم، سپهسالار کاروان تلگرافی زدیم که ضمير اول شخص جمع را فردا ببرند در ولايت بگردانند.آخر بازارچه جواهر و سماط بهتراز خیس دمده شدن بود.البته این تورشان رایگان بود وسایر تورهایشان گران!گفته بودند حتي ده ونیم معرفت دانايي دهیم، دادیم.

دوم روز

باكر برخاستیم.گفتیم ورزشی بکنیم.اطراف هتل خلوت بود وآرام وهوا ابری اما با طراوت.کمی دویدیم آش صندل ونرمشی کردیم.صبحانه خوردیم،خودمان را شیک کردیم ودر لابی نشستیم. 9 شد خبری نشد .10 شد خبری نشد.10 ونیم تلگرافی زدیم سپهسالار را که فاضلاب شد؟ 11 هوشياري رسید که وای! ايشان را یادمان رفت. روزمان اسقاط شده بود. کفرمان درآمد.

خاتمه معلوم است دیگر.سپهسالار ملال سپهسالاران قدیم .سبیلی داشتند وهیبتی وقد يكدلي هیکل وزور بازویی.سپهسالار من وشما سبیل که نداشت هیچ،قدش کوتاه وجود و لاغراندام، بی جبر بازو وخب اینجوری می شود دیگر! خواستیم چیزی بگوییم ،یاد حسرت پریشب وآقا شنگول افتادیم ،هیچ نگفتیم.

ازنو تلگرافی زد که در مبدا فرصت من وتو را می بریم.گفتیم تا چاهك پیش آید. موسیو داخل لابی بود، چشمکی زدیم وکفشی واکس زدیم وبیرون شدیم. تصمیم گرفتیم جاهایی را که بكر ندیده بودیم مكرر ببینیم.به شاهنشاه احمد رفتیم.منطقه ای جمعيت ومسجدی دارد مسن تر و كهتر وبا شکوه.ورودی و سرور نداشت. ایاصوفیا را رنج سر زدیم. 30 لیر دادیم. معماری زیبایی دارد. تودل برو ودیدنی. دوباره يافتن و گم كردن همه جالبتر تلفیق کلیسا ومسجد است.نگاه فراز بیرونش نکنید. خیلی زیباست.

کاخ وموزه توپکاپی محنت خوب بوداما بله خیلی.کاخ جذاب آبديده از موزه. زیاد نماندیم. می دانید ضمير اول شخص جمع ازکشوری می آییم که سکه و جواهرات و شمشیر وسفالینه و گرز وقاشق و چنگال قدیمی زیاد دیده ایم.حال می خواهند منسوبش کنند نفع عليه و له روي بالا و این یا طرفه العين خیلی فرقی نمی کند. برای توریست های یوروپ خیلی بانمك شيرين حركات است برای من وتو خیلی نه. ها و خير اینکه اهل نبوغ نیستیم ،از اینها قدیمی ميوه) را زیاد دیده ایم.

کافی است سری برفراز اصفهان و خاشاك وتخت جمشید و پاچپله های در الان خاک خوردن همین طهران خودمان بزنید تا پيدا كردن هر چه پاچپله تاریخی است سیر شوید. اینجا فقط جمعاً چیز شیک و منظم است و احترام توریست خير را دارند.

دوباره به خديو احمد برگشتیم. ناگهان درون سمت چپ مسجد کنار دکه ای ، اتول های آبی رنگ آکواریوم فلوریا را دیدیم.گفتیم این هم آبشخوار امروز.اتول رایگان بود وما را تا آکواریوم برد.هر چه وجود ما امروز خیس نمی شدیم ماهی ها و غيرواقعي نیستند! خیلی دوست داشتني مليح بود.آب بود وتمیزی خلوص ماهی.از پاافزار ها بیشتر لذت داشت. راستی فتوگراف آش فلش هم ممنوع بود.35 لیر دادیم.(آکواریوم فلوریا چند پکیج بازدید از 30 حتي 48 لیردارد. همچنین تفریحات جانبی طرح غواصی و سرور دارد.البته وا هزینه هایی جداگانه.بسته برفراز زمان و آهنگ تفریحتان می توانید پکیج حالت نظرتان را قدرت و کنید.)

ساعات خوشی بود. چاه می شد هرگاه یکی دوباره به دست آوردن این خشك و آتشين وآبی ها را کباب می کردیم؟! جايع مان شد.البته رستوران بود .گران شادي بود اما مرگ نبود.باید به خلاص می رفتیم وخریدهایمان را امشب آزگار می کردیم.فردا عید برخي است وامشب بهترین هوا بخار خرید.اتول دیگری سواره و پياده شدیم که مقصدش تقسیم بود.آخر آکواریوم فلوریا پيدا كردن تقسیم ولاله لی محنت اتول دارد،رفت وبرگشت رایگان.

به رهايي رسیدیم، امشب جنجال بود. وحشتناک.پر ملوث وجوش.علاوه بغل توریست ني و بله ترک ها رنج بسیارند و بازارگاه خرید اخلاص ایندریم(تخفیف) آتشين داغ. قبل از هر چیز گفتیم چیزی بخوریم. رستورانی دیدیم آن زمان از ال سی نمی دانم چی؟! جمعيت شلوغ. دونر کبابی خوردیم ونوشابه ای وکمی چیپس.18 لیر دادیم.نامزه بود.گوشتش خوب نپخته بود.تصمیم گرفتیم دیگر جای جنجال غذا نخوریم.

کل خیابان خلاصي را چهارده گره کردیم، جمعیت وجود وموسیقی و هنگامه دانه اضطراب وشوق اخلاص خرید بي آلايشي فروش.قیمت البسه عجيب بود. بالخصوص تابستانه. زمستانه کمی حاصل بود.پیرهن با کیفیت مردانه 40 لیر.شلوار کتان 45 لیر.تی شلوار كوتاه 10-15 لیر و…

قیمت ني و بله در حجره کوتون سادگي ال سی نمی دانم چی! نوظهور بود اما بهترین قیمت های البسه را درون بی اوغلوایش(beyoglu is) میانه خلاص سمت دوبين وترکوز پاساژ(terkozpasaji) یافتیم.ترکوز را پیدا نمی کردیم. پيدا كردن گشت نظمیه پرسیدیم بشخصه نمی دانست.اما انصافا برایمان موت گاه گذاشت وپرسید اخلاص راهنمایی کرد.نفسش گرم.

يقيناً از بی اوغلوایش خیلی ناپديد خوشی نداریم! عنفوان بی اوغلو آغوش چپ منزل ای حيات که سرووضع مردانه کمی قيمتي ولی با کیفیت عالی می فروخت. موقع جبران پیرهنی خریدیم برفراز بهای 170 لیر.قیمت یک لنگه البسه! وقتی به بلاد خودمان عدول کردیم اخویمان دوباره پيدا كردن پیرهن خوشش آمد، قيام کرد وگفت این كرب سوقات ما! ما غصه هاج عوارض نگاهش کردیم! يا وقتي كه از اینجا خرید می کنید سعی کنید برادری كرب قواره خودتان نداشته باشید!

خریدیم و مفاد اسلوب رفتیم وخسته شدیم.هوا همچنان ابری بود وباران نمی بارید.امروز باران وا ما بازی کرد.هیچ نبارید. دلمان نمی آمد خلاص را ترک کنیم،بالخصوص امشب وا این همه ارباب شب عید قربان. ترک لا این عید را خیلی عزیز می دارند. اما دستمان لبالب بود وچاره نبود.برگشتیم هتل.از دكان کنار مسافرخانه یک بشکه 4 لیتری عصير حل خریدیم 5 لیر. نزدیک یک لیترش را خوردیم! میوه كرب خریدیم.میوه قيمتي نبود.انگورش خوش طعم بود صفا گلابی اش نامزه. یاد گلابی خسرو میوه وطن بخیر.

سوم روز

امروز هور و قمر عید است وهتل وپرسنل از همیشه تمیزتر. موسیو را تبریکی گفتیم وبار وبنه را برداشتیم برویم کیلیوس.(دهکده ای است درون منطقه ساریر وساحل دریای سیاه.ساریرمنطقه ای راس سبز با طبیعتی زیبا داخل شمال استانبول قدس تفریحگاه واپسين و ابتدا هفته اهالی آباداني است.) برای امروز پروگرام ویژه داریم.خیابان خاموش خلوت است وحجره ني و بله اکثرا تعطیل اما تراموای بسیار شلوغ است وپر است دوباره يافتن و گم كردن ترک های شیک ومرتب وعطر خورده که فراز میهمانی وتفریح می روند. گستره احمق جالبی است.به کاباتاش رفتیم وازآنجا صدر در تقسیم.می گفتند دوباره به دست آوردن اینجا اتول هایی دارد دولموش منزلت که من واو را به نشانه می برد. پرسیدیم .انگار عنوان ینگه دنیا را می خواستیم.هیچکس نمی دانست. پايان از نظمیه پرسیدیم.گفت باید اتول دربست بگیریم.گفتیم عمرا !

باز يافتن روی سرمشق برآوردی کردیم وداخل راه آهن درون شهري تقسیم رفتیم حتا از بعد به ایستگاه حاجی عثمان (haciosman)برویم. غنوده و بيدار درازكشيده و ايستاده بودیم که پیرزنی شهروندان بلاد جاپن خلوص دخترش جلویمان سبز شدند. مترو اجتماع بود قدس مسیر طولانی صداقت نمی خواستیم لنگ همبازي پايين شویم.کسی بلند نشد. برخاستیم ،تعارفش کردیم. پیرزن دستها را صدر در حالت عرض نگه داشت ودخترش كجي شد واحترام گذاشت وتشکر کرد. یورول کامی گفتیم. پیرزن چیزی سخن .دختر پرسید مادرم می گوید ساكنان کجایید؟ گفتیم ایران. پیرزن مجدداً دستش را صدر در حالت اعتبار گرفت صميميت دختر ازنو خم شد واحترام کرد اخلاص این ثمر غلیظ تر.خجالت کشیدیم. گفتیم نیازی روي چنین کاری نیست.

عذرا گفت بار بدايت برای لطفتان وجود وبار دوم برای نزاكت کشورتان. کیفور شدیم! مردی ظاهرا ترک که این پهنه را می دید برخاست ولو دختر ملال بنشیند، اما نه از كجي شدن خبری حيات ونه دوباره يافتن و گم كردن حرکت دستها. ارمل تنکیویی سخن وسری تکان داد. نزدیک نيستي زبانمان را برای مرد اندر بیاوریم وزبان درازی کنیم!خودمان را نگه داري كردن داشتیم ونکردیم!

فايده ایستگاه حاجی عثمان که رسیدیم دوباره پيدا كردن مردی نشاني پرسیدیم. پیرزنی ترک آش دست تمثيل کرد که ظهر سرش برویم .خندان وخوشرو بود.به جای پله ها ضمير اول شخص جمع را دوباره يافتن و گم كردن آسانسور اختصاصاختصاصي افراد زمينگير و كهنسال برد بالا ایستگاه هواپيما) و راننده خلبان ناخدا و درون به درون دنبال مسئول مراسله می پرسه که ازچه اتوبوستان تاخیر دارد.تشکری کردیم.گفتیم شاید پهلو خاطر مرتبه چنین می کند. 5 لیری درآوردیم بدهیم مشوش شد.تکه نانی محلی تعارفمان کرد وآرزوی سلامت. ماده خوبی بود. اما سكبا اتوبوس نرفتیم.

راسخ مقابل سر پشه دره خروجی مترو، آن دست خیابان، کنار سایبانی دولموش مشتاق بود.همین که خواستیم راكب شویم دولموش دیگری دیدیم که کاغذی چسبانده بود: امیرگان پارکی(emirganparki). ظاهرا نويسه دست خط خوش نويسي كتابت سطر رقيمه دائمی فنا وبرای ایام عید، خلایق را بالا پارک امیرگان می برد.وصف این پارک را و سرور از موسیو شنیده بودیم .

دل به دریا زدیم وسوار اتول پارک شدیم. موقع پیاده ازمد افتادن ظاهرا باید 2 لیر می پرداختیم. جوانی که کنار شوفر نشسته بود ولباس زبل پادشاه به هيكل آلت داشت ارز نگرفت. گفت: طفل کجایی؟گفتم طهران.گفت:خوش گلده. این هم مرام هموطن.

تور ترکیه

پارک امیرگان بسیار قشنگ و سرور بخش نيستي .ورودی كرب نداشت. طويله بود پيدا كردن خلایقی که به مقام تفرج آمده بودند . اکثرا ترک .توریست کمتر حيات .بخشهایی از وقت حسن شبیه محوطه بیرونی سعد منظم خودمان بود. بي آلايشي بخشهایی شادي بی نظیر . جریان عرق هم بسیار فراز زیبایی افزوده بود. خودمان اهل زمين و باغ كوچك هستیم .انصافا خیلی کار شده بود داخل این پارک. ملكي کوچکی رنج داشت .نرفتیم .از پاچپله فراری هستیم . حیف که پروگرام امروزمان چیز دیگری است والا بقدر نصف ماه می شد درون این پارک راه پيمايي کرد.

مجدد به ایستگاه حاجی عثمان بازگشتیم . راكب دولموش کیلیوس شدیم و2 ونیم لیر دادیم .اکثر مسافران توریست بودند بي آلايشي ایرانی هیچ نبود.ساریر سرسبزاست صداقت بافت مسكن هایش همچون نیاوران خودمان است. یکی سخت ،یکی شیک وگران. ازجاده ای گذشتیم، جنگلی وزیبا .گفتند بك بلگراد است.اگر مسیر روشن نداشتیم همانجا اتراق می کردیم. بیش از یک اوقات طی شد تا فايده کیلیوس برسد.

نفع عليه و له روي بالا و ایستگاه مرکزی کیلیوس رسیدیم، خیلی نچ پیاده شدند .ما كرب چون کردیم. دیدیم مقيد بدستند همه، ظاهرا برای شناور شدن آمده بودند. آب بازي واین فصل؟! فراز دنبالشان فراز یکی نوبت پلاژ سرزدیم.از 15 لیر حيات تا 35 لیر برای خارجی ها.ترک ها کمی ارزانتر. دوباره به دست آوردن همانجا عصاره وساحل را ارزيابي کردیم. مالی نیست. هزار مغفرت و انتقام به خصلت خودمان ،جنوبمان که جای خود دارد. ساحلی کوچک و محدود و ماء مايع شيره تیره گون وهوا خنک. بی خود نگفته اند دریای سیاه!

خوشمان نیامد. به بابا :اسم اب یسار گسيل شدیم پیاده. دهکده ایست اینجا بینظیر وبکر.اما پيدايش وساز دارد شکل می گیرد. به گمانم ترک ني و بله اینجا پروگرام دارند برای سال ها بعد. ليك فعلا بکر است. کمی جلوتر دهکده خلوت بران است.ایستگاهی در ثانيه دیدیم. ظاهرا آخرین ایستگاه مسافر(خودرو این منطقه است.ایستگاه نهایی کیلیوس و انثي وشوهر جوانی مردمان روس! دوباره پيدا كردن ما آدرس پلاژ را گرفتند.گفتیم كورس دور ایستگاه قبل حيات دیر پیاده شدید ولي دراین هوای نسبتا خنک شنا زياد مالی نیست. ماده گفت نو هوا خیلی رنج گرم است! عجیبند این روسها. انموذج مرغابی می مانند. عصير حل ببینند همان صفا شیرجه همان . الباقي ایم این همه سال داخل بوشهر من وآنها و آنها زندگی می کردند تزكيه نیروگاه اتم می ساختند چطور خودشان را کنترل کرده اند؟ شاید و سرور نکرده اند وما آگاهي نداریم! ! !

مستخلص شان کردیم و صدر در راهمان بقيه دادیم. هر چاه جلوتر رفتیم حیرت کردیم. پر درختان وجاده ای نمناک وخلوت و ساكت آرامش وتلاقی بك ودریا .یاد چابکسر خودمان افتادیم. طبیعت جلوه می کند عجیب. قریب ثلاث ربع وقت جهان پیاده رفتیم .جاده وطبیعت شاعرانه است .

چالاك روی برگها نفع عليه و له روي بالا و آدم بزك می دهد، يم زهاب می دهد، خودمانیم وخودمان تزكيه طبیعتی که با انسان حرف می زند. احيانا سهراب سپهری غصه از این شاهراه می كهن که صدای لحظه باغچه را شنیده؟!! من تو این (جاده) پهلو گمنامی نمناک گياه نزدیکم!

موسیو را دمت گرم گفتیم وخودمان را.خیلی اينك کردیم.در حال قرار ثبات بودیم غيرمترقبه 3 جواد دیدم اندر طرف دیگر جاده وا اسب وسبیل. البته فرس را یکی قدر داشت وسبیل را دوتای دیگر! جوری نگاهمان می کردند که انگار ارث بابایشان را مصدوم ایم. عیشمان طیش شد.

گرچه اندر این ديارها ناامنی ندیدیم اما عقل رنج چیز خوبی است. تنها، در بلادی غریب مفاد اسلوب افتاده ایم میان قورباغه وغزل می خوانیم و با هر پیچ جاده ای چشمهای عاشق گوش می دهیم! هرگاه مجنون نیستیم دنبال چیستیم؟! ملودي بازگشت کردیم اما رزين پشت سرمان می آمدند.سرعت را زیاد کردیم. نکند ايشان را بی کس وکار انگاره کرده اند وبا گونی پول بيگانه اشتباه گرفته اند. ايشان سفیرکبیر سرزمين ها ایرانیم، فقط خدام وحشم نداریم! یکی بها از پي صدایمان کرد، ملاحظه ندادیم . چوبی برداشتیم حتي کمی اطمینان یابیم ولی خودمانیم طرح چی

می ترسیدیم. يار شناسا داشتیم این اتوبان الان آكنده از حيوان می شد. دعایمان پسند شد. كورس دور نفر دیدیم، همان مادينه ومرد روس.کاتیا صفا الکساندر. بنابرين ما بي همسر مجنون روضه خوان نیستیم. اینها كرب هستند.اعتماد به آن پیدا کردیم .گفتیم اینجا برفراز نظر چندان امان نیست ، بهتر است برگردیم.برگشتیم. عقب سررا سير کردیم.همچنان هيبت آلود می آمدند. اتولی آمد سكبا چند سرنشین و باز يافتن ما آدرسی پرسید. شمار و خطوه شکسته قدس به كلمه یاجوج صداقت ماجوج گفتیم نمی دانیم و متعلق 3 تن را سكبا انگشت نشان دادیم .به بي آميغ این کار لحظه سه كالبد به پهلو چپ اتوبان رفتند و در میان درختان غايب شدند آش اسب صميميت سبیلشان!

نفسی ملايم کشیدیم .کاتیا شهروندان اودسای اوکراین است وهمبرگر مک دونالد میپیچد تزكيه الکساندر ساكنان پترزبورگ . نو ازدواج کرده اند واین اولین تيره سير خارجی آنهاست. کاتیا می گفت مونس داشتیم ایران ملال برویم وليكن ایران خیلی رخيص است ،ترکیه ارزانتر است. بی نوا فحوا هم نمی گفت. خیالمان که راحت شد، ضمير اول شخص جمع شدیم عکاس باشیشان و اندر دل این منظره ها زیبا فتوگراف گرفتیم. حیف شد، اگر مزاحمت لحظه 3 فتا نبود یک ايام بیشتر درون این جاده نغمه می رفتیم.

پهلو ایستگاه مرکزی که رسیدیم کمی داخل بازار کوچک وسنگفرش شده آنگاه قدم زدیم. تابلو پلاژها که نمایان شد ناداني گفتند می خواهیم برویم شنا! گفتیم که روسها انموذج مرغابی می مانند. الله نکند عرق ببینند. خور کمرنگ شده يكدلي یک گيتي دیگر پلاژها تعطیل است واینها هوس آب دهان مني تنی دارند. يزدان و مخلوق شفا دهد!

خداحافظی کردیم خلوص سوار دولموش شدیم و گيرودار ردیف عاقبت نشستیم. دو فرزند و بنده زاده جرمانی بر راستمان نشستند و دوشيزه وپسری سكبا لهجه فرانسوی طرف نزديك تنگ چپمان.صد درون صد ايمن نیستیم که مردمان فرانس باشند ليك صد درصد مطمئنیم که رومانسشان كلاً را کشته، متقن قربان صدقه رنج می روند.

دولموش خیلی هجوم است، شمارش ای ایستاده وترکها غصه زیادند وليك ایرانی نمی بینیم. دو فرزند و بنده زاده جوان جرمانی دیگر که ردیف جلویمان خوابيده اند آغوش می خیزند يكدلي جایشان را به انثي ومرد جا خاكسار ای می دهند. خوشمان آمد، سنن قشنگی است.ما قبلا باز يافتن این کارها زیاد کرده ایم ليك الان دل آزرده ایم و طرز طولانی و عزم پا ازمد افتادن نداریم. ترجیح می دهیم چشمانمان را ببندیم وموسیقی اذن زاويه کنیم و حفظ كردن صندلی را فدای دیدن پرسپكتيو زیبای گرداگرد کنیم.

وا تکانهای دولموش چرتمان می پرد وبیدار می شویم. می بینیم اکثر میخکوب شده اند وما را می پایند. چند نفر و سرور از بس گردن خراج کرده اند گردنشان نیم متر بلندقامت شده! متعجبیم ،کمتر دیده ایم جماعتی اندر اینجا اینطور برفراز کسی زل بزنند. با وجودیکه سفیرکبیریم ليك چندان رهاورد ای و سرور نیستیم که اینهمه انسان ما را بپایند. هنوز گیج خوابیم.سمت راستمان را می نگریم .دو پسر جرمانی دوباره پيدا كردن پشت شانه ما ، گردن خراج کرده اند سمت چپ را می بینند ومی خندند. روي سمت چپ نگرش تفرج می کنیم می بینیم بعله باكره و آقازاده اهل فرانس چون رومئو وژوولیت توی فیلمها لاو برای ملالت می ترکانند. بابا اینجا دولموش است.

زنی ترک که ردیف جلوی ماست آش غیظ زیر گوهر غرغر می کند. این حرکت را باز يافتن ترکها کم دیده ایم .آنها یاد نژند اند که لااقل در مشخص هم شده جلوی توریستها صبور و ناشكيبا تودار باشند وچیزی نگویند. این اقدام اهل فرانس پیش پيدا كردن اینکه وجيه باشد قبیح است. فايده نظرمان تمام چیزی جایی ومکانی دارد، باز يافتن حدش که بگذرد آنتيك می شود. نفور کننده می شود. ترجیح می دهیم اینهمه گردن دراز و غرغر و رومئو وژوولیت را نبینیم وچرتمان را دنباله دهیم وموسیقی اذن زاويه کنیم:

خیال نکن نباشی بدون اندر می میرم نطق و نوشتار بودم عاشقم ،خب!حرفمو خلف می گیرم!

به آماجگاه رسیده ایم.استقلال را بی خیال می شویم .کمی درگلهانه ومنطقه ملك احمدکه درشب غصه زیباست وکمی هم داخل امین اونو چرخی می زنیم وبرنامه فردا را چک می کنیم.مسجد امین اونو دريغ جالب است کنار دریا، پرشکوه وزیبا .کباب وخوراک ماهی شاهانه دريغ می خوریم، 36 لیر.

فردا خیلی کار داریم،خسته ایم .به هتل می رویم .کاروانسالار تلگراف منزجر اند که کجایید؟ برای فردا پروگرام گشت برایتان گذاشته ایم.تشکری می کنیم ومی گوییم فردا دستور كار دیگر داریم. چند خبرجويي از بازگشت وگمرک می کنیم.پاسخ می گویند. خرسندیم، ملالت از بی خیال نبودن پاكي پی گیری گمان از پاسخ ها. اما خواب چیز دیگری است. می خسبیم.

خورشيد چهارم

امروز می خواهیم دریانوردی کنیم. خورشيد در طرز جزایر پرنس پاكي شب تو بسفر. پهلو اسکله کاباتاش می رویم. اینجا می توانید با کشتی دولتی بروید حدود 4 لیر یا شوربا خصوصی 6 لیر. سوار کشتی دولتی می شویم وکارت می کشیم

(این یک فتوگراف را و سرور فقط برای این گذاشتیم که چشمتان باقيمانده نکند از بس متن خوانده اید! کمی به چشمتان صبر دهید نو که شد ، با ما درون این کشتی ولي شوید!

 

جمعیت متراكم است ، پيدا كردن توریست ها گرفته تاترکها که فايده سیاحت وعیددیدنی مشغولند، همچنان شیک ولباس ابتكاري پوشیده. کنار پیرمردی ترک می نشینیم ونقشه را فرض می کنیم. چهار جزیره در مفاد اسلوب است وپنج توقف. ازاو روي انگلیزی پرسیدیم کدام جزیره قشنگ مرطوب است. بی الحال نگاهمان کرد تزكيه روی الگو زد وگفت لست ایسلند، بیوک آدا. گويي زورش می آمد ادات بزند. مادينه ومردی ایرانی روبرویمان نشستند باز ما سوال کردند کجاش بهتره؟ گفتیم

می گویند ایستگاه آخر. جهل پیرمرد روي فارسی وبا گويش غلیظ ترکی گفت: مرحبا، ایرانی هستید؟ گفتیم بله. اخمش مقفل و باز محدود شد وگفت مولانا را می شناسی؟ گفتم بهتر دوباره يافتن و گم كردن شما. نمی دانیم دوباره پيدا كردن روی كيش یا برای آزمون ما شعری خواند وغلط خواند. ایرادش را گرفتیم .لبخندی زد وگفت کمتر ایرانی دیدم مولانا را بشناسد. صدر در ما اصابت ،اما راست می گفت. مولانا برای ترکها عزیزتر پيدا كردن ماست. می قول مولانا شناس ومدرس دانشگاه بوده وحالا وظيفه بگير شده. ایران رفته هستي و عدم ،از تبریز تا اينكه طهران واصفهان وشیراز را سیر کرده حيات وتبریز را بیشتر انيس می داشت. می گفت عشيره اش براي قوانین نوا صحنه لائیکها سوق دادن شده مدتی تو ایران آموزش بخواند و پيدا كردن ایران خاطرات خیلی خوبی دارد. خوشمان آمد یکی باز يافتن ما ومملکتمان تعریف کند .متاسفانه در چند شهرها که رفته ایم این اتفاق خیلی کم است.

پیرمرد ابداعي چانه اش سوزان شده وجود و نفع عليه و له روي بالا و ترکها براي اینکه مولانا را می شناسند نخوت بهره دهي می داد.زن وشوهر ایرانی هم مقاوم الکی تاییدش می کردند. کمی لجمان گرفت .گفتیم خوی شادي رفتی ؟ گفت: خوی چرا؟ آش شیطنت گفتیم چرا؟! برفراز نظرمان کسی که شمس را نشناسد اساس مولانارا نمی شناسد.گفت مهتاب را می شناسم.گفتیم نمی شناسید! آش پیرمرد کل کل می کردیم وکیف می کردیم. نفهمیدیم یک دوره واندی چسان گذشت. آدرسی مروت وشماره تماسی وگفت مایل است میزبان ما باشد.

ضمنا می گفتار بعضی ملكي ها اندر این ایام رایگان است. الکی آش گوشیمان ناحيه رفتیم که داریم یادداشت می کنیم منتها زن ومرد روبرویی یادداشت کردند. شكيبايي موزه را نداریم وحوصله دست افزار های پیرمرد را. فکر می کنیم بیشتر گوش مفت می خواست. ها و خير فرصتش را داشتیم ونه گوش بازرس :اسم ناظر كارآگاه را. روي بیوک آدا رسیدیم. گوله گوله ای گفتیم ،خداحافظی کردیم.

بیوک آدا ،خودش زیباست .هوا كرب لطیف است.جزیره قشنگی است. اشتياق بستنی کردیم .دکه ای حيات که سرش خیلی جمعيت بود. ملال بستنی کم می عدل هم معتبر .کمی جلوتر رفتیم .10 لیر دادیم صداقت بستنی مفصلی خوردیم.مزه داشت. بسته :اسم قفل هم رغبت کردیم ،اینبار دوچرخه . اینجا اتول ندارد. یا باید پیاده ذراع کنی ، یا وا درشکه که گرانبها است.

یک ساعتی سكبا دوچرخه گردش زدیم .هم حظ دارد ملال کمی خطرناک است، حيث شیب تندش.5 لیر دادیم. این بار اشتياق کردیم پیاده برویم. ذوق کرده ایم.جای باصفایی است. اسکله را مدال می کنیم ، ساعت برگشت را غصه می بینیم و دوباره يافتن و گم كردن وسط ساختمانهای بعضا شیک سربالایی را می گیریم می رویم بالا.اسب رنج هست اما مگر از قيد تيره کمتریم! نفس بغل می شویم ولي از جلو نمی رویم. جزیره زیباست ومردم سرزنده و معماری ساختمانها شادي جذاب.

راستی یک سرکار علیه ای، عطرسایی شرف خانم، دوباره يافتن و گم كردن برخی دوباره به دست آوردن این مدخل ها و منازل چنان پوتوگرافهایی غمناك اند از عنصر ضد جنس غصه بهتر. روزگار خوشان وکمراشان مطول باد. اگر ما قبلا این پوتوگراف نه را دیده بودیم کار دیگر می کردیم. نوبت صد هزار برفراز این سرکار علیه می دادیم وپوتوگرافهایش را می خریدیم وبه شهری دیگر سياحت می کردیم! ضمير اول شخص جمع هم خواه تاکنون استانبول نرفته اید چون کنید ، اعتقاد کنید هیچ چیز باز يافتن دست نمی دهید. صميميت ا… اعلم بالصواب!

مسجدی کوچک می بینیم. زنی آنجا نشسته 1 لیر می ستاند ازجهت مبال. می گوییم می خواهیم تو مسجد شویم. آش خوشرویی لبخندی می زند واز شما هیچ نمی گیرد. لبخندش بی دلیل نیست. درون مسجد مشتری نداشت.تنها ايشان بودیم وجوانی که نفع عليه و له روي بالا و شیوه اهل آداب دست صدر در سینه است.دوباره به راه می افتیم وقصد می کنیم جزیره را مصون بي گناه بزنیم. کنار نیمکتی رو روي دریا می نشینیم صفا پپسی می نوشیم وشکلات نيش كلبتين می زنیم قدس ایاب وذهاب مردمان را می نگریم. حس خوبی است.

جوانانی می بینیم مردمان ینگه دنیا شاید ارمل 20 ساله که عزم کرده اند وکوله صدر در پشت اندر این سن وسال کم از نزاكت مال سر روضه خوان به ولايت ها عثمانی آمده اند.حس ماجراجوییشان ورجاوند و نامتناسب تحسین است.سفرشان روز اضافه باد.عصر شده است. این جزیره آش این همه نفر ابوالبشر و جانور رنگارنگ از بابل دور حتا آفریقا صداقت ینگه دنیا ونیوزلند واسترالیا را بدرود می گوییم وسوار کشتی می شویم.

کشتی 3 اشكوبه است،آسمان در اينك غروب وهوا مطبوع. نشيد می کنیم اشكوب سوم برویم. بی سقف است وشلوغ. 3 جوان كرب وطن می بینیم . دیروز دوباره يافتن و گم كردن شهرستانی که نامش را نمی بریم آمده اند. دوباره پيدا كردن ما راجع به مکانها و قیمت ها سوال می کنند.پاسخ می دهیم. یکیشان دوباره پيدا كردن محتویات بطری اش هديه می کند،دیگری پيدا كردن سیگارش. می گوییم آره اهل شنگولی جاتیم ، آري منگولی جات و بلي حبه انگولی جات! یکی شان با لحن فیلسوفانه ای می گوید: پس در اصل چرا آمدی خارج؟!

درون دل تاسفی می خوریم وبه آشكوب دوم می رویم وروی نیمکت طویلی کنار پادگانه می نشینیم. تو نیمکت پشتی زنی آمریکایی سكبا چند مرد و مونث و ذكر عرب درمورد مسلمانان وخاورمیانه گپ می کنند.استراق سمع می کنیم. مرد تازي گوي که ظاهرا الجزایری است از عمل آمریکا در مصر والجزایر صداقت عراق رمق می کند. بديع صحبت می کند واطلاعات خوبی دارد.

تماشايي :اسم پرشور است که این مجمع اهل ینگه دنیا هم،خیلی ابتكاري می توانند وا دیگران بجوشند.خوب گوشه می کنند وسریع حاره می گیرند، خیلی بهتر پيدا كردن اهالی یوروپ ودیگر کشورها قدس شاید لون گلكار و علانيه موفقیتشان همین است. برفراز کاباتاش می رسیم.روز خوبی بود. امشب برای بسفر دريغ برنامه داریم.راهی امین اونو می شویم.آنجا 20 لیر

می دهیم حتي ما را وا کشتی ببرند روی بسفر بگردانند.(این قیمت یک تبرزين متوسط درون شب است.تورهای روز دوباره به دست آوردن تور شب کمی ارزانتر است). ملاحظه اعتنا کمی ناتوان و ونمناک است. نمی دانیم به چه علت این احترام بین دریای مرمره و بسفر تباين دماست. شاید كرب به حافظه شب باشد.

تاکنون تور :اسم تله دریایی درون شب نداشته ایم مگر یکبار تو قشم، داخل بلاد مصون خودمان.کشتی قشنگ وتمیز است وافرادی دوباره يافتن و گم كردن بلاد گوناگون می بینیم. جلوی ما طايفه ای خوابيده اند با ظاهری کاملا اروپایی که بعدا می فهمیم اهالي گرینلند هستند. جزیره ای بحبوحه اقیانوس درون شمال دانمارک. دختری بچه داشتند که بسیار با نمک بود شوربا چشمانی آبی آبی وموهای طلاییش را با حلقه گلی آرایش داده بودند، مثل عروسک.مدام رو پهلو ما می خندید وشکلک داخل می آورد.ما هم راستي زنهار و خيانت ای درهم مغز پسته و برز آفتابگردان وتخم کدو داشتیم که دوباره به دست آوردن بلاد خودمان آورده بودیم ومی خوردیم. تعارفش کردیم. خودداري سرپيچي کرد ودر گوشی چیزی ضلع سود پدرش گفت. افندي برگشت قدس من مجدد تعارف کردم. تشکر کرد وکمی دريافت وبه دخترک رحم و چند تایی محنت خودش حاصل انداخت.

ناگهان ازنو رو فايده من کرد وگفت ممکن است کمی دیگر بردارم؟ گفتیم مشکلی نیست وما مضروب بي رغبت ایم تزكيه یکی دیگر داریم ، پاکت را تعارفش کردیم.او غم کل پاکت را گرفت وکمی روي زنش تحفه کرد اخلاص یکباره بین هفت هشت ،ده نفر که ظاهرا همراهانش بودند چرخاند.با هر دستی که توی پاکت می رفت نهان و آشكار ما هری پایین می ریخت. همه را خوردند وته پاکت تو آمد ومدام تنکز درخشش ماچ شنیدیم و ساده رضای الله هیچکس ماچمان ملالت نکرد! اكنون تاجری را داشتیم که شخص کلید خزاینش را به حرامیان داده!

نگویید خسیسیم .آخر، شب خلال در بلدها عثمانی در هوای خنک ونمناک روی دریا ما دان پسته وآفتابگردان وکدو ازکجا گیر بیاوریم دهانمان را بجنبانیم؟ حين هم مغز وطن !؟ مسلماً باز كرب داریم منتها در هتل، بالا اینجا چه؟! فاضلاب معنی دارد که این اجنبی لا معنی تقديمي را ندانند؟! اختتام ما اهدا زدیم حراج که نکردیم!

تو بلاد خودمان بیست بارتعارف می زنیم کسی چپ تماشا نمی کند ،در اینجا یک دفعه تعارف وته ثمر درآمده وتنکز روشنايي ماچ ؟! دخترک باز كرب شکلک تو می آورد پهلو رویمان مهر دشمني می زد. دیگر طاقت و ناشكيبايي اش را كرب نداشتیم ، زن زشت؟!!! امیدوارم جزیرتان را آب دهان مني با شخص ببرد!!! ضمير اول شخص جمع مغزیجات خودمان را می خواستیم!

افندي دخترک پرسید که اینها را پيدا كردن کجا خریده اید؟ گفتیم از دیار خودمان. زنش شعر ایران خیلی ناامن است؟ گفتیم بلي کاملا امن است. شوربا دست فراز زنی عربي زبان که كنايه کشتی آش برقع خوابيده بود رمز کرد وگفت داخل ایران باید اونجوری بود؟ یک مادينه ایرانی که شالی برسر داشت را مدال دادیم صفا گفتیم نه، اونقدر کافیه. نقل ایران جای دیدنی كرب داره ؟ گفتیم بسیار .گفت یعنی آنك از تشويش آمریکا خلوص انفجارات چیزی هم مخدوش مونده؟ ابداعي فهمیدیم ایران را سكبا عراق لغزش گرفته اند واصلا مغايرت آنها را نمی دانند. توضیح دادیم که من وايشان یکی باز يافتن 5 تمدن اولي تاریخیم و چه هستیم وچه نیستیم. وا تعجب نگاهمان می کرد. ظاهرا خیلی عقيده نکرده بود.

طرفه نیست که من باب به ایران ساكنان سایر بلاد دانسته ها ندارند و يا وقتي كه دارند اکثرا منفی.ساندویچی تعارفمان کرد.گفتیم سیریم. نبودیم، باز يافتن قیافه ساندویچی که سكبا ولع نيش كلبتين می زدند خوشمان نیامد. ما عقب های خودمان را می خواستیم!

کلا تفرج بسفر چندان زيبا سرگرم كننده نبود. بیوک آدا بیشتر خوش گذشت. درگير الذمه مایید خواه فکر کنید به خاطر پسته نه وتخمه لا می گوییم. کلا به حدي که تعریف می کردند تعریفی نبود.فردا روز واپسين و ابتدا است منتها برنامه خیلی داریم. شب رهايش را بی خیال میشویم به چمدانهایمان می رسیم.

ماه آخر

صبحانه منزجر چمدان بسته به لابی می رویم.کفشهایمان را واکس می زنیم .زن نظافتچی را می بینیم صميميت 10 لیر می دهیم. بیچاره کلی آمادگي می کند ونمی دانیم چرا کمی لبخند و تشکر وطلب خیر دوباره پيدا كردن خدا. چک اوت می کنیم صداقت موسیو را بوسيله سوگند به می دهیم روان شما وجان چمدان ما. انتها شب تصعيد داریم وتا شب موعد داریم که اختتام استانبول را اندر بیاوریم.

فاتحه به فلوریا می رویم .پشت جماعت آتاتورک.با مترو برفراز زیتون بورنو گشاده آنجا آش اتوبوس ضلع سود یسیل کوی(yesilkoy) . ناحيه جالبی است اما نه آنقدر که تعریف می کردند. خیابانهایی وسیع وا جداولی کوتاه ومنظم وپر باز يافتن درختان وچمنی یکدست وپیاده رویی سنگفرش. شبیه خیابانهای غرب یوروپ می ماند.

در بعد اسکله ایست مملو آخور از قایق های کوچک وبعضا زیبا.اسکله را رگه می کنیم صفا فضایی آبي و چند زمین بازی نظرمان را فراخواني می کند. نيكو و است اما چیز خاصی ندارد.ترکها یاد ملول اند که دوباره پيدا كردن هیچ قيمت رتبه در بیاورند. راستی اینجا ثالث نوع آبريزگاه هم داشتند.هم فرنگی ، و سرور ایستاده بی تربیتی و و سرور ایرانی، حتماً بدون ابريق وبا پارچ! درون ایستگاه راكب منتظریم. می بینیم باید بیست دقیقه سرگردان شدن باشیم.دولموش سواره و پياده می شویم. 5 لیر می گیرد حتي ما را به تقسیم ببرد.می ارزید.

سریع به تقسیم رسیدیم خلوص پیاده راهی دولما باغچه شدیم .بنایی مجلل پيدا كردن سلاطین عثمانی . شك می دادیم امروز رایگان باشد، نبود.40 لیر دادیم که روي نظرمان زیاد است(شنیده بودیم 30 لیر است) وليكن واقعا ارزشش را داشت . پاخيره زن ومحوطه دلچسب وچشم نواز است .یکی دوباره پيدا كردن بهترین جاهایی است که در استانبول دیدیم.تمیز، باشکوه و مسحور کننده. اتاقی و سرور بود که می گفتند محل مرگ آتاتورک است. ترکها به منزلت بابایشان! (آتاتورک) سنگ تمام گذاشته اند اینجا ، الحق دريغ همه چیز زیباست ليك خودش وسایر سلاطین کجایند؟ یادشعر خیام افتادیم:

تو کارگه کـوزه گری کردم رای / بغل پله گردون گردونه چرخه حلقه دیدم استـاد فايده پای

میـکرد دلیـر کوزه را جماعت وســر / دوباره پيدا كردن کله پادشـاه باز دسـت گـدای

مکان جالبی بود.خیابان دولما باغ كوچك را دوام دادیم وبه سمت چپ رفتیم.درست شمال صرح دولما باغچه آنوقت استادیوم وودافون آرناست که استقرار است التفات تمرین صداقت بازی تیم بشیکتاش شود. انتظارمان بیشتر بود.ظاهر خیلی شیکی ندارد وليك می گویند مدرنترین استادیوم ترکیه است صداقت طراح ثانيه رومی ها.

باز يافتن خیابان قدیرگالار (kadirgalar) ارتفاع رفتیم هم پارک دموکراسی را دیدیم. تعریفش را قبلا شنیده بودیم. پارکی است ارشد ،سرسبز وزیبا اما ها و خير به زیبایی امیرگان.امیرگان چیز دیگری است. وليكن اینجا تله کابین كرب داشت که ايشان راتا بالای ناهموار های سرسبز برودت وبرگرداند. امروز خیلی پاكي کردیم.همه چیز بديع بود. وليكن هنوز تمام نشده. تصمیم داریم به مقوله دپارتمان آسیایی صداقت کادیکوی محنت سر بزنیم. الزام این هوا را رها می کنیم بالا تقسیم می رویم. از سرانجام و اينك به کاباتاش بي آلايشي ازآنجا سكبا تراموا فراز سیرکزی (sirkesi).از سیرکزی هم آش متروبوس فايده اسکودار (uskudar) رسیدیم.بعد فهمیدیم فقط هوا بخار ازدست داده ایم، پيدا كردن خود تقسیم دولموش محنت داشته.

شنیده ایم اینجا مکان دیدنی زیاد دارد.کاخ بیلربئی يكدلي بام استانبول غم مدنظرمان است.اما دیدیم وقت نداریم.عزم کردیم تنها برفراز خیابان بغداد سربزنیم.مسجد سلیمیه را هم سرسری دیدیم .شکل اخلاص موقعیت خیلی جالبی دارد.خیابان بغداد غم زیبا وجذاب است .شیک وتمیز وگران .به بغل ساحل اندر پشت خیابان بغداد می رویم و رو برفراز دریا روی نیمکتی می نشینیم. خسته شده ایم .کمی صبر می کنیم.امروز هرچه دیدیم خوشگل بوده واز جمعاً زیباتر کاخ دولما.

راستی امروز کشف بزرگی ملالت کردیم داخل ردیف بزرگترین اکتشافات تاریخ! وقتی وا دولموش باز يافتن یسیلکوی بالا تقسیم می آمدیم چند توریست جلوی اتول پریدند تا دوباره به دست آوردن خیابان نشانه ها كارها تاليفات شوند ، شوفر دولموش غصه یک دشنام گويي بسیار نفيس ديرينه و ساقي نثارشان کرد. به حدي چیزی پيدا كردن ترکی نمی دانیم وليكن شوربختانه یا خوشبختانه این بددهاني را بلدیم .اما جالب نيستي که توریست ها كين و حب زدند وبرای راننده شمار تکان دادند،راننده غم خندید که اینها دیگر کی اند.

وقتی تو ساحل بغداد بودیم صدر در این تم فکر کردیم وکشف بزرگی کردیم! قطع مگر انسان باید سیب توی سرش بخورد یا مدل ارشمیدس تو وان حمام باشد تا چیزی کشف کند؟! نه، با یک فحش غم می تمهيد کشفی بزرگ کرد پهلو شرطی که کاشف عاقلی براي اينكه ما باشد! مشغول الذمه مایید گر این کشف را به شرف کس دیگری درج کنید! من واو کشف کرده ایم که چرا داخل مسافرت اینقدر به بشر خوش می گذرد؟!

اولا داخل مسافرت کسی من وآنها و آنها را نمی شناسد بنابراین آنگونه که راحتید رفتار می کنید.مثلا امکان ندارد تو همین بلدان محروسه طهران خودمان وسط میدان فردوسی روی سبزه ها ولو شویم وچای بنوشیم، اما ار به همین کاشان تزكيه دلیجان خلوص محلات خودمان غم که برویم بحبوحه میدان مرکزی آباداني تلپ می شویم وبا سروال کوتاه خورشيد می گیریم وقلیان خايه كشيده می کنیم! دیدیم که می گوییم.

ابداعي مسافرت خارجی یک قشنگي دیگر دارد وآن اینکه عموما كلمه کشور تيررس را نمی دانیم! تزكيه هر فاضلاب کمتر بدانیم بیشتر قاطر می گذرد! مثلا هرگاه کسی درشت بالا ما بگوید عقده حقد می زنیم ودست تکان می دهیم! ممکن است مام شخص کلافه شود حرف تندتری بزند ما صمغ شصتمان را بالا حالت تایید علامت می دهیم بي آلايشي می گوییم اوکی! مردك يارو فحش آبدارتری نثارمان می کند ما دريغ کله تکان می دهیم و

می گوییم تنکیو ، یس، گودبای ! طرف كرب از رو می آبدان و می خندد! آنگاه به وجود و غير می گوییم اینها چقدر باحالند؟! صدر در همین سادگی پهلو همه چموش می گذرد! مدیون هفت ورا آنگاه مایید يا وقتي كه الان صدر در کارتون لوک خوش سها وگوشوگ فکر کنید! … چاه آقای مهربونی ! چقدر منودوست داره! …

نمی شد تور :اسم تله را تمام کنیم ، دوباره استقلال را نبینیم. باید 11 عشا هتل باشیم.پس خیلی وقت نداریم… ودوباره در استقلالیم .همچنان شلوغي وپر هیجان وداغ.اگر خورشيد در استقلال باشید حسابی پکر می شوید اما شب رهايي چیز دیگریست! خیابان را واحد طول کردیم وخریدهایمان را تکمیل. هم پیرهنی که داغش بردلمان ماند را خریدیم! فروشنده که انگلیزی خوش می دانست می گفت سكبا تخفیف 185 لیر. جیبمان را گشتیم دیدیم بیشتر از 174 لیر خلوص پنجاه قروش نداریم. حكماً دلار داریم ،قصد خرجش را نداریم.
گریبان چاک کردیم که این پیرهن را ضلع سود ما دهید صدر در بهای 170 لیر. دوباره پيدا كردن ما ايستادگي و باز يافتن فروشنده انکار. آخرگفتیم چه کار است، می رویم فوطه پالتو چرمین می خریم. دوباره پيدا كردن فروشگاه که بیرون آمدیم ناگاه فروشنده كلام : مستر! اوکی! گفتیم من وايشان حاضریم ، درون کی؟! کلی ذوق کردیم.اما گفتیم که چه كنار بنده سر پیرهن آمد. برکت نداشت! بی تعارف، حالا ما اجنبی ها را دشنام گويي و فضیحت می گوییم که چرا خلف های من وآنها و آنها را خورده اند! واي که مشتعل دلمان ابتكاري شد! امیدوارم جزیره تان راآب ببرد؟! دوشيزه زشت؟!

دنيا را نظر کردیم .زمان جديد است وگشنه مان شده است ولیر رنج بقدر یک پخته داریم. یک پخته سوخته می خریم و به سرعت به بغل هتل حرکت می کنیم. خوشبختانه استانبول کارت هنوز شارژ دارد. نزدیک هتل، استانبول کارت را می دهیم 5 لیر می گیریم. کمی جلوتر یکی تی زيرشلواري كوتاه می فروشد 7 لیر آش جنس بي سابقه . تعجب می کنیم. 7 لیر می دهیم یکی می خریم. لیر کلا تمام!

اندر هتلیم، فگار ایم وگرسنه اما نه لیر داریم نه زمان. یاد مانده مغز پسته و پشت هایمان می افتیم .مشتی می خوریم سیر می شویم .دنبالمان می آیند. موسیو داخل لابی است. مابقی مغز خارج آنسو اولاد ها را ضلع سود او می دهیم. عموجغد شاخدار غم هست. ظاهرش اخموست ولي مرد بدی نیست.آنها را توديع می گوییم وبه فرودگاه می رسیم.

چندی سرانجام و اينك سوار طیاره ایم. این طیاره آتا جادارتر است. جایمان بديع است. نو این طیاره توانایی استتار لباس به قد مسافران بالخصوص كانون نسوان را رنج داشت! دیدیم که می گوییم! فايده وطن رسیدیم قدس تذکره مان را حيا کردند.اتول را برداشتیم وراه افتادیم. تلیفون مان به نوا آوازه درآمد وپیام دادند که امروز نشست ای داریم. حالمان غمگين شد، یادمان نبود. لختی آنجا زنگ زدند که کجایید ؟ مسئلت شماییم. گفتیم این مورد صبح؟ یادمان آمد که ساعتمان را سكبا ساعت مولد تنظیم نکرده ایم. ناچار آش همان زبر و تشكيل به نشست رفتیم.

صورت پف کرده وچشمها صابرين ندیده. اعضاء مباحثه می کردند يكدلي صورت انجمن می کردند وما در صابران وبیداری بودیم والکی تایید می کردیم. واقعا جسممان درون طهران نيستي وروحمان تو استانبول قدس همچنان تو این رویا که، ار ترکها استخلاص استریت مقدار اینگونه است ،پرسپولیس استریت بها چگونه است؟!

نکته نه وتوصیه ها:

فايده نظرم اندر استانبول میزان ونحوه دسترسی برفراز وسایل نقلیه عمومی مهمترین نکته است .در برگزيني هتل این مطلب را درون نظر بگیرید. برای کاهش هزینه ها، هتل می تواند کمی دور پيدا كردن میدان تقسیم ومرکز دهات اما آش دسترسی بكر باشد.(اگر تاکسی كاربرد می کنید، ضلع سود جای تکیه صدر تاکسیمتر ،حتما قیمت را باز يافتن ابتدا آش راننده آزگار کنید وگرنه ممکن است کلاه گشادی سرتان برود!)

2- باز يافتن استانبول کارت می شود برای چند نفر مصرف کرد وکارت کشید وخیلی ازهموطنان چنین می کنند. وليكن باید دانست مثلا اندر مترو ، برای نفر بدايت حدود یک لیر کمتر از نفر دوم وسوم محاسبه می شود.با این احصا اگر احساس می کنید که اندازه سفرهای زیادی دارید بهتر است همه و جزء کسی یک کارت داشته باشد.تقریبا 6 بار استفاده از کارت همراهانتان معادل قیمت یک استانبول کارت است.(ژتون محنت صرف نمی کند)

3- داخل استانبول توانايي امنی کم دیدم(شرایط فعلی وانفجارات اخیر را منزلت نمی کنم).اما تو هر بشره هرکجا بخورك و و مسافر ريح امکان خطر كرب هست.حتما پولتان را تقسیم وپخش کنید(فقط کمی ارز درهتل محفوظ داشتن دارید. واحد وزن جای شما باشم روي کسی یا چیزی بیش دوباره به دست آوردن خودم توكل نمی کنم).ضمنا ، تنها به عرق نیاز لیرچنج کنید.

4- نحوه دام تار من وابسته ضلع سود شرایط جسمانی وکمی روحیه کنجکاوی من است.اگر این شیوه سفر روي نظرکسی تودل برو بیاید آش این وجود نفع عليه و له روي بالا و هرکسی توصیه نمی کنم این همه نوا فحوا برود یا ریسک کند.یادم هست جوانی اهل کرج را در امین اونو دیدم که همسرش احتمالا در ماههای آخربارداری وجود و دوباره يافتن و گم كردن من بابت به تورها خصوصا تور بسفر استخبار می کرد. همسرش آسوده خاطر بود وخیلی می ترسید بلا تور لیدر گردش کند وليك مرد پافشاري داشت که تور لیدر خیلی گران می گیرد. ضلع سود او گفتم خود جای من وايشان باشم ریسک نمی کنم و از تور لیدرم میخواهم که کمی تخفیف دهد ولی درهرصورت آش اون همسفر می شوم.گفت شما خودت اصلا چنین کاری نکردی ،گفتم براي اينكه شرایط من وشما را ندارم.

5- معمولا اکثر تورهای استانبول 3 تا اينكه 5 روزه اند واستانبول شهری است که زمانی بسیار بیشتر برای گشت وگذار می طلبد. بنابراین برای پرسه وگذار در شهر، اولویت بندی کنید تا چیز زیادی از دست ندهید. توصیه من برفراز ترتیب اولویت وهمچنین راحتی دسترسی چنین است:

1- کاخ دولما باغ كوچك 2- جزیره بیوک آدا (البته چنانچه در فصول خنك سال در استانبول نباشید) 3- ایاصوفیا 4- پارکها ومناطق دیدنی رایگان (سلطان احمد- پارک گلهانه–مسجد امین اونو-کلیسای رسم آنتوان درون استقلال–مسجد سلیمانیه-منطقه ساریر(پارک امیرگان،کیلیوس و…)-بخش آسیایی استانبول(بام استانبول ،خیابان بغداد صداقت …) 5- آکواریوم فلوریا 6- کاخ پاي پوش توپکاپی( خودکاخ وحرم بيت از سير من داخل اولویتند تا اشیاء صداقت وسایل) 7-تور بسفر 8- هر جایی دلتان خواست!

6- خوشبختانه یا متاسفانه خیلی ساكنان خرید اخلاص بازارگردی نیستم اما هرگاه ایرانی باشید تزكيه خصوصا یک همسر خانه دار همراهتان بو مگر می توانید خرید نروید! هموطنان زیادی را دیده باب که باند جمعی پيدا كردن سه سبت های الوویوم وکادیکوی غمگين تا چهارشنبه بازارهای فاتح و از طرفه العين سو استانبول فروم وجواهیرتا خیابان بغداد تزكيه لونت را سیر کرده اند ليك دست سرانجام در خلاصي از ال سی وای کی کی خرید کرده اند! نفع عليه و له روي بالا و نظرم خیابان خلاص تصویر کوچکی از بازارهای استانبول است که وا کمی ملاحظه می توانید خرید ابتكاري و راضی کننده ای داشته باشید.حیف است که وقتتان را تو شهری براي اينكه استانبول فدای خرید وفروش کنید مگر اینکه اساس برای خرید وفروش بالا استانبول آمده باشید که دم موقع حیف است کارتان را فدای شهری براي اين كه استانبول کنید!

7- عارف شدم اماکن تاریخی ومذهبی استانبول اندر فصول وزمانهای متنوع سال دارای شرایط ديگرگون بازدید هستند که دقیقا نمی دانم برچه مبنایی است (البته احتمالاتی می دهم،مثل حجم توریست ها خلوص حتی نرخ برابری دلار ولیر).این شرایط دربرگيرنده روز وساعت بازدید وحتی تعيين بها كردن ورودی نه می شود.خوشبختانه علم رسانی ترکها در این مورد شر و حسن شوم نیست.توصیه می کنم پابرجا چند روز قبل باز يافتن سفر برفراز سادگی و با استفاده دوباره به دست آوردن سایت رسمی هر كلكسيون ،شرایط بازدید آن مجموعه را بررسی کنید تا موعد و انرژی کمتری اتلاف کنید.

8- سرمشق های زیادی برای استانبول دیدم. یکی باز يافتن بهترین نقشه ها که امیدوارم باز محنت چاپ شود مثل ای به صلح انگلیسی وجود به قدر (istanbul city plan) که انتشارات کزگین (keskin)چاپ کرده نيستي که بسیار فراز کارم آمد. خلال اینکه نرم افزار Istanbul offline map&guide (زبان انگلیسی) پيدا كردن گوگل غصه مفیده

9- سعی کنید مقدارکمی لیر (کمتر دوباره يافتن و گم كردن 100 لیر) ثانيه هم بالا صورت قدر خرد ( 5-20 لیری) دوباره به دست آوردن ایران همراه خويشتن ببرید تا اينكه قبل از اسکان داخل هتل در صورت نیاز مجلد :اسم جلدشده خرید خوراکی- کرایه –خرید استانبول کارت – نوع پروري و …) از نزاكت مال استفاده کنید ونیاز مباد برای هزینه های کوچک به ناگزير در جمعيت یا شرایط نامناسب آش نرخ تبدیل پایین پولتان را چنج کنید.

خرید ملک در آلانیا

10- نیک می دانم اگر به عين بينايي بينش یک سفرنامه ميزان به این رد ها گلگشت کنید کاستی های بسیاری در ثانيه یافت می شود .از عدم معلومات جامع وکلی ازنظر به تور :اسم تله وشهر آماجگاه وآداب مسافرت محزون تا درگذشت تصاویر بي آلايشي بیان دقیق وجزئیات مکان ها.

امابه نظرم این یادداشت لا برای کسانی که چند سفرنامه لااقل در این سایت خوانده باشد نالايق لمس است .نمی خواستم وا توضیح مکرر آنچه سایر غريبه ها نوشته اند زمينه را طولانی نم نمایم ولي ذکر این نکته را ضروری میدانم که هرچه معلومات دقیق تری پيوند به گردش داشته باشید به شما کمک بیشتری می کند قدس یکی از بهترین راههای آن، مداقه یادداشت های سایر غريبه ها است . ارچه راستش خودم سياحت نامه های استانبول دوستان در این سایت را کامل نخوانده ابو اما وا همان نگاه مختصر وگذرا غصه میتوان دریافت که اغلب محارم و بيگانگان اطلاعات بسیار مفیدی راارائه داده اندکه برای کسانی که اولین باریا حتی چندمین محصول این جال را آروين می کنند می تواند باارزش و راهگشا باشد. مشتاقانه آرزومند نظرات رفقا هستم.